حکم آنچه تو فرمائی
ژانویه 20, 2018
اشک خفی و اشک جلی
ژانویه 20, 2018

سلاح و صلاة

در دوره ی اختناق خانی و شاهی که فشار اضدادی بر جمع احوال خاطر پریشان مردمان بود و چوب و چماق پیش روی سینه های به خروش آمده از ظلم و تعدی جولان می داد. بر چارسوق شهر که محل آمد و شد جماعت برای اقامه ی صلاتین بود،مزدوری گماشته گردیده بود تا با سلاح خویش مانع ورود شیخ به مسجد گردد.

شیخ بی اعتنا به سلاح برآمده بر سینه ، دست رد بر سلاح می زند و در میان حیرت مزدور به راه خویش ادامه می دهد.

توضیح:خاطره ای از مرحوم آقای محمود یعقوبی به نقل از آقای مهندس حاج حامد یعقوبی