ادامه راه
ژانویه 27, 2018
از قلب من بخوان
ژانویه 27, 2018

تقدیر بزرگان

تصمیم گرفتم برای ازدواج به قزوین برگردم،  منتهی نظرم بر آن بود که مدتی بمانم و به نجف برگردم. برگشت دوباره از قزوین به نجف،  نیاز به مجوزی داشت به نام “سمت العودة” ، این مجوّز را به هر کسی نمی دادند. خدمت مرحوم آقا سید ابوالحسن اصفهانی رسیدم و از محضر ایشان تقاضا کردم که توصیه ای به ایشان (مسئولین مرزی) بفرمایند،  تا مشکل حل شود. ایشان هم لطف کرد به مقامات عراقی توصیه فرمود و آنان نیز پذیرفتند و به من “سمت العودة” دادند. هنگام حرکت  فرا رسید،  برای خدا حافظی و کسب اجازه ،  خدمت مرحوم سیّد رسیدم. ایشان مریض بود. با این حال بدون اینکه من درخواست کنم،  با دست خط مبارک،  برای من اجازه اجتهاد مرقوم فرمود.

معمول در اجازه ها این بود که دیگران می نوشتند،  و آقا سید ابوالحسن آن را امضا می فرمود. ولی در حق من لطف کرد و با دست خط خود،  اجازه صادر فرمود.در همین دیدار فرمود:

(آقای سامت،  اصرار نداشته باشید که برگردید. اگر مقتضی بود، در قزوین بمانید.) از این فرمایش ایشان تعجب کردم. چرا که چند وقت پیش،  ایشان برای گرفتن (سمت العودة) توصیه فرمود،  حالا چرا این چنین می فرماید.

همچنین ذکر این نکته بی ارتباط نیست که مرحوم شیخ ، از آیت الله سید عبدالهادی شیرازی که از مراجع عظام زمان خویش بود و تنها به سه تن اجازه ی اجتهاد فرموده بودند ، اجازه ی اجتهاد داشت.

در انتهای این مجموعه ، اجازات علمایی چون آیات عظام بروجردی، سید محسن حکیم، میلانی ، گلپایگانی ، سید شهاب الدین مرعشی نجفی ، سید روح الله خمینی، سید ابوالقاسم خوئی در امور حسبیه که با عباراتی در شان و منزلت ایشان اعطا نموده اند را ذکر خواهیم کرد.

توضیح:خاطره ای از خود ایشان در مصاحبه با فصلنامه حوزه