جلسه 14-4-1405:
حجتالاسلام والمسلمین سامت در ادامه تفسیر هفتگی قرآن کریم، در شرح آیه ۱۲ سوره مبارکه شوری:
﴿لَهُ مَقَالِيدُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ وَيَقْدِرُ إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ﴾
«کلیدهای آسمانها و زمین از آن اوست؛ روزی را برای هر کس بخواهد گسترش میدهد یا تنگ میگرداند و او به همه چیز داناست.» (شوری، ۱۲)
• بیشتر مفسران «مقالید» را به معنای کلیدها دانستهاند و برخی نیز آن را به معنای خزائن تفسیر کردهاند.
• توسعه و تنگی روزی بندگان بر اساس علم و حکمت الهی است. فراوانی روزی، نشانه رضایت خداوند و تنگی آن، دلیل دوری از رحمت الهی نیست؛ بلکه هر دو، وسیله امتحان بندگان است. چه بسا صلاح انسان در تنگی معیشت باشد؛ زیرا اگر روزی او گسترده شود، گرفتار غرور و طغیان گردد.
• گاهی برخی میگویند: «سوره واقعه میخوانیم، پس چرا روزی ما زیاد نمیشود؟» وظیفه ما عمل به دستورات الهی است و نتیجه را باید به مشیت و حکمت خداوند واگذار کنیم.
• قرآن کریم، فراوانی مال و فرزند را ملاک ارزش انسان نمیداند:
﴿فَلَا تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُمْ﴾ (توبه، ۵۵)
و نیز میفرماید:
﴿أَيَحْسَبُونَ أَنَّمَا نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مَالٍ وَبَنِينَ نُسَارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْرَاتِ ۚ بَل لَا يَشْعُرُونَ﴾ (مؤمنون، ۵۵-۵۶)
• روزی تنها روزی مادی نیست؛ توفیق زیارت بیتالله الحرام، توفیق عبادت، علم، معرفت و انجام اعمال صالح نیز از بزرگترین روزیهای الهی است.
• خداوند درباره اهل تقوا میفرماید:
﴿وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ﴾ (طلاق، ۲-۳)
اهل تقوا ممکن است کم یا زیاد روزی داشته باشند، اما خداوند آنان را درمانده و محتاج دیگران رها نمیکند.
روایات
• رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمودند که خداوند به حضرت داود علیهالسلام فرمود:
«يَا دَاوُدُ، بَشِّرِ الْمُذْنِبِينَ أَنِّي أَقْبَلُ التَّوْبَةَ وَأَعْفُو عَنِ الذَّنْبِ، وَأَنْذِرِ الصِّدِّيقِينَ أَلَّا يُعْجَبُوا بِأَعْمَالِهِمْ، فَإِنَّهُ لَيْسَ عَبْدٌ أُنْصِبُهُ لِلْحِسَابِ إِلَّا هَلَكَ.»
«ای داود! گناهکاران را بشارت ده که توبه را میپذیرم و از گناه در میگذرم و صالحان را هشدار ده که به اعمال خود مغرور نشوند؛ زیرا هر بندهای را که با عدالت به حساب بکشم، هلاک خواهد شد.»
منبع: الکافي، ج ۲، باب العجب.
روایت مفصل است و این بخشی از روایت است.
• رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمودند:
«أَعْدَلُ النَّاسِ مَنْ رَضِيَ لِلنَّاسِ مَا يَرْضَى لِنَفْسِهِ، وَكَرِهَ لَهُمْ مَا يَكْرَهُ لِنَفْسِهِ.»
«عادلترین مردم کسی است که آنچه را برای خود میپسندد برای دیگران نیز بپسندد و آنچه را برای خود نمیپسندد برای دیگران نیز نپسندد.»
منبع: الأمالي، شیخ صدوق.
• رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمودند:
«إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ لَيُبْغِضُ الْمُؤْمِنَ الضَّعِيفَ الَّذِي لَا دِينَ لَهُ.»
عرض شد: «وَمَا الْمُؤْمِنُ الضَّعِيفُ الَّذِي لَا دِينَ لَهُ؟»
فرمود:
«الَّذِي لَا يَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ.»
«خداوند، مؤمنی را که از نهی از منکر دست میکشد، دشمن میدارد.»
منبع: الکافي، ج ۵، باب الأمر بالمعروف والنهي عن المنكر.
• شهید ثانی، در باب امر به معروف و نهی از منکر ( از حیث وظایف ) می فرماید کمر شکن است.
• من خودم رفوزه ام و مگر خدا از باب رحمت مرحمتی بکند.
• اگر جامعه اسلامی آنگونه که باید به امر به معروف و نهی از منکر عمل میکرد، بسیاری از مشکلات امروز به وجود نمیآمد.
• بزرگ تر ها خاطرشان هست اول انقلاب به صورت خانم های بد حجاب اسید می پاشیدند!؟ افراط و تفریط
• امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند:
«لَعَنَ اللَّهُ الْآمِرِينَ بِالْمَعْرُوفِ التَّارِكِينَ لَهُ، وَالنَّاهِينَ عَنِ الْمُنْكَرِ الْعَامِلِينَ بِهِ.»
«لعنت خدا بر کسانی که به معروف امر میکنند ولی خود آن را ترک میکنند و از منکر نهی میکنند اما خود مرتکب آن میشوند.»
منبع: نهجالبلاغه، حکمت ۱۲۹ (در برخی نسخهها با شماره متفاوت).
• قرآن کریم نیز میفرماید:
﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ كَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ﴾ (صف، ۲-۳)
• عالمی می فرمود انگار بر دیوار سفید از جوی آلوده نوشته باشند: «النَّظَافَةُ مِنَ الْإِيمَانِ» ؟!
• سخنوری را که همه بلدند.
• عالمی می فرمود استادی در یک کنفرانس درباره زیانهای سیگار سخنرانی می کرد، اما پس از پایان سخن، خود سیگار روشن میکند؛ این همان مصداق «چرا چیزی میگویید که خود عمل نمیکنید» است.
• برخی علما ۵۰ سال زندگی کردند و ۱۰۰ جلد کتاب نوشتند!!!کی وقت کردند و نوشتند!؟
• کم گذاشتی کم می گذارند !؟
• امر به معروف هم از راهش
• رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمودند:
«لَا تَزَالُ أُمَّتِي بِخَيْرٍ مَا أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ، وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ، وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ، فَإِذَا لَمْ يَفْعَلُوا ذَلِكَ نُزِعَتْ مِنْهُمُ الْبَرَكَاتُ، وَسُلِّطَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ، وَلَمْ يَكُنْ لَهُمْ نَاصِرٌ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي السَّمَاءِ.»
«امت من تا زمانی که امر به معروف و نهی از منکر کنند و بر نیکی یکدیگر را یاری رسانند، در خیر خواهند بود؛ اما هرگاه این وظیفه را ترک کنند، برکات از آنان گرفته میشود، برخی بر برخی دیگر مسلط میشوند و در زمین و آسمان یاوری نخواهند داشت.»
منبع: ثواب الأعمال، شیخ صدوق.
• گاهی سؤال میشود چرا برخی دعاها مستجاب نمیشود؟ یکی از عوامل، کوتاهی در انجام وظایف الهی، بهویژه امر به معروف و نهی از منکر است که البته این فریضه باید با رعایت شرایط، حکمت و شیوه صحیح انجام گیرد.
• نقل شده است مرحوم میرزا جواد آقا تهرانی کتابی نوشت و یک نفر از سادات آن را نقد و به ایشان هم توهین کرد. ایشان بعد مدتی آن شخص را دید اگر اجازه داشتم دست شما را می بوسیدم!؟ اگر آنچه درباره من نوشتهاید درست باشد، موجب اصلاح من شده است و اگر نادرست باشد، در قیامت جد بزرگوارتان دست مرا خواهد گرفت.
جلسه 7-4-1405:
حجتالاسلام سامت در ادامه تفسیر هفتگی قرآن در خلال آیه ۱۱ سوره مبارکه شوری:
او آفریننده آسمان ها و زمین است، و از جنس شما همسرانى براى شما قرار داد، و جفت هائى از چهارپایان آفرید; و شما را به این وسیله [= به وسیله همسران] زیاد مى کند; هیچ چیز همانند او نیست و او شنوا و بیناست!
* برخی مفسرین بحث کردند فرق بین فاطر و خالق چیست. البته معمولا در جلسات عمومی وارد این جزئیات نمی شویم ولی بعضا اشاراتی می کنیم.
خالق را کسی می گویند که از مواد و تجهیزاتی چیزی را خلق می کند مثلا یک میز را با چند تخته می سازد ولی فاطر از عدم خلق می کند لذا خالق اعم از فاطر است . فاطر کسی است که خلق می کند از” خلق الاشیا من العدم ” پس انسان را نمی توان فاطر گفت ولی خالق هست.
* ” لیس کمثله شی” در تمام قرآن فقط در این آیه این عبارت آمده است.
خیلی از متشابهات قرآن به این بخش از آیه معنا می شود و از محکمات مسلم قرآن است
می دانید برخی آیات متشابه با محکمات معنا می شوند
کاف را هم گفتند یا کاف زائده است یا کاف مثل است. یعنی از باب تاکید است. برای الله مِثل نیست ولی مَثَل هست .” وله المثل الاعلی “مِثل یعنی شبیه ولی مَثَل یعنی آیه، نشانه و مظهر
مَثَل اعلای الله تبارک و تعالی ، حضرات معصومین اند .
لذا به نظر ما کلمه آیت الله العظمی که برای مراجع(ایدکم الله تعالی ) به کار می رود صحیح نیست و این عبارت صرفا برای معصومین و به خصوص امير المؤمنين صحیح است و یک اشتباهی است که مصطلح شده و ادامه پیدا کرده و معلوم نیست چه کسی باید جلوی آن را بگیرد ولی این کلمه خلاف احتیاط برای غیر معصوم است
روایتی در توحيد صدوق است :
کتبت الی الطیب یعنی أباالحسن موسی علیهالسلام: ما الذی لا تجزی معرفة الخالق بدونه؟ فکتب: لیس کمثله شیء، و لم یزل سمیعا و علیما و بصیرا، و هو الفعال لما یرید.
به محضر امام هفتم نوشتم که: آن چیست که معرفت پروردگار متعال با نبودن آن کافی نباشد؟ پس در جواب سؤال من نوشت: نیست مانند مثل او چیزی، و از أزل بوده است شنوا و دانا و بینا، و او به جاآورنده است هر چیزی را که بخواهد.
صفات الله با دیگران فرق می کند. الله سمیع هست ولی بدون آلت و اذن ،بصیر هست ولی بدون چشم و بدون عین
علیم بودن الله فرق می کند با علم ما، علم او محض و ذاتی است و نه مثل علم ما
علم لاجهل فیه
روايت:
معمولا بخش آخر آن خوانده نمی شود و برای اهمیت موضوع آنرا کامل میگوییم
کار برادر دینی خود را تا هفتاد مرتبه توجیه کن( حمل بر خیر) اگر بعد از چند محمل نتوانستی محمل های دیگر پیدا کنی خودت را سرزنش و نکوهش کن که چرا نتوانستی و مقصر بدان
* مگر آنکه با چشم دیده باشید
* یعنی ۷۰ از باب تکثیر نیست کانه یعنی تا ۷۰ برو
*شنیده ها نمی شود به این زودی قبول کرد
* اول دنبال احسن بود و بعد برو دنبال حسن و اگر باز نتوانستی خودت را متهم کن.
* ما کم کاری می کنیم و نمی توانیم پیدا کنیم.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام : الرَّجُلُ السَّوءُ لا يَظُنُّ بأحَدٍ خَيرا؛ لأنّهُ لا يَراهُ إلاّ بِوَصفِ نَفسِهِ .حديث
امام على عليه السلام : آدم بد ، به هيچ كس خوش گمان نيست ؛ زيرا همه را مانند خود مى داند .
* مصداق مثل کافر همه را به کیش خود پندارد
الإمامُ عليٌّ عليه السلام : العُبوديَّةُ خَمسَةُ أشياءَ : خَلاءُ البَطنِ، وَ قِراءةُ القرآنِ، و قِيامُ اللَّيلِ، و التَّضَرُّعُ عِندَ الصُّبحِ، و البُكاءُ مِن خَشيَةِ اللّه ِ .حديث
امام على عليه السلام : بندگى در پنج چيز است: اندرون از طعام تهى داشتن، قرآن خواندن، شب را به عبادت گذراندن ، و زارى كردن [به درگاه خداوند] هنگام صبح ، و گريستن از ترس خدا.
* منحصر به این پنج نیست ولی برخی روایات اینگونه بیان شده و به قول آقایان حصر اضافی است
* متاسفانه درباره قرائت قرآن هم کوتاهی زیاد می کنیم
* قضیه را از علما درباره قیام لیل که چون ثقه است می شود بیان کرد. مطلب از حاج آقا رحیم ارباب است. در اصفهان بودند و از مجتهدین بزرگ بودند ولی معمم نشدند.
دوستی داشتیم که اهل تهجد بودند . روزی از روی جهل موشی را می بیند و کلاهش را روی آن می گذارد و تا کنار گربه ای می برد تا بخورد!؟ از آن روز توفیق نماز شب از ایشان سلب می شود
* یکی از علما می فرمود من دیدم یک قبضی برای من ایجاد شده در نماز شب و حال ندارم.
علما وقتی چنین حالتی پیش می آید تامل می کنند و با زاری و دعا دنبال حل مساله می گردند
به هر حال در رویای صادقه ( که در آخر الزمان از راه های کشف و شهود است) به او می گویند گنجشکی از تو شاکی است. روزی در کوچه می رفتی و بچه ها با گنجشک بازی کرده و او را می آزردند و تو بی تفاوتی بودی . لذا باید در پس جبران برمی آمد . در صحرایی می رفتم و دیدم گنجشکی از لانه افتاده و ماری به سمت او می آید و مار را فراری دادم و گنجشگ را در لانه گذاشتم. او از ما تشکر کرد و حال ما برگشت.
حالا تازه این درباره حیوانات است و اگر انسانی از ما شاکی باشد که کارمان با کرام الکاتبین است.
امام صادق (علیه السلام) : عالمی نزد عابدی رفت و پرسید که نماز تو چگونه است عابد گفت چه کسی میتواند نماز مرا درک کند و حال آنکه من سالهاست که نماز میخوانم عالم پرسید گریه تو به درگاه خدا چگونه است عابد گفت آنقدر گریه میکنم که از اشک از رویم جاری میشود و لباسم را تر میکند پس عالم توجه ای به او کرد و گفت : اگر تا به حال خنده کرده بودی و الان ترسان بودی بهتر بود از گریه ای که باعث اعتماد و عجب تو به عبادتت گشته زیرا عبادت کسی که بر طاعت خود اعتماد داشته باشد بالا نمیرود
جلسه 24-3-1405:
حجتالاسلام سامت در ادامه تفسیر هفتگی قرآن کریم در خلال آیات ۹ و ۱۰ سوره مبارکه شوری:
۹ ـ آیا آنها غیر خدا را ولىّ خود برگزیدند؟! در حالى که ولىّ فقط خداوند است و اوست که مردگان را زنده مى کند، و اوست که بر هر چیزى تواناست.
۱٠ ـ و در هر چیز اختلاف کنید، داوریش با خداست; این است خداوند، پروردگار من، بر او توکّل کرده ام، و به سوى او باز مى گردم!
* برخی به شان نزول آیه ۹ اینگونه پرداختند :
جماعتى از يمن آمدند خدمت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله گفتند: ما از بقاياى ملك مقدم از آل نوح، وصىّ پيغمبر ما سام خبر داد كه هر پيغمبرى معجزه و براى او وصى باشد، وصى و قائم مقام تو كيست؟
حضرت اشاره به حضرت امير المؤمنين علیه السلام ؛ گفتند: از او بخواهيم كه نشان دهد ما را سام بن نوح عليه السّلام بجا مىآورد؟
حضرت فرمود: بلى، برخيز يا على برو به مسجد و بزن نزد محراب پاى خود را به زمين. حضرت با آنها به مسجد در حالتى كه صحف را در دست تا رسيد به محراب، و دو ركعت نماز بجا آورد و پاى خود را به زمين زد شكافته شد و ظاهر گرديد لحد و تابوت، پس برخاست از تابوت پيرمردى صورتش مانند ماه شب چهارده و خاك از سر و محاسنش مىريخت و صلوات فرستاد بر على عليه السّلام و شهادت به يگانگى خدا و رسالت حضرت پيغمبر و وصايت على عليه السّلام و گفت: من سام بن نوح هستم، پس باز كردند صحف را، و يافتند او را چنانچه وصف نمود و گفتند: ما مىخواهيم بخوانى سورهاى از صحف را، شروع نمود به خواندن، تمام شد سوره. سلام بر على عليه السّلام كرد و خوابيد چنانچه بود، و زمين بهم آمد. تمام آنها گفتند «ان الدين عند اللّه الاسلام» ايمان آوردند؛ پس خدا آيه شريفه نازل فرمود «أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُّ وَ هُوَ يُحْيِ الْمَوْتى»
* “من دونه” هر چیزی به غیر الله که برخی خود شخص یا قوم و خویش و یا مانند اومانیست ها که بر خود و انسان تاکید دارند را شامل می شود
* ولایت عام و خاص و رحمت عام و خاص داریم. الله هو الولی منظور ولایت عام است و در الله ولی الذین امنوا یخرجهم من الظلمات الی النور ولایت خاص برای مومنین است. ولی ولایت خدا عام است و بر همه جاری است.
* عاقل کسی است زیر ولایت کسی برود که بر همه ولایت دارد
* در ” و در هر چیزی ” ،” اختلفتم فی شیی” بعضی از مفسرین فرمودند منظور از هر چیزی امور دنیا و آخرت را شامل می شود
* در آیه ، کلمه” قل ” قبل از” ذلکم” محذوف است
مولى على عليه السلام فرمودند « ثَمَرةُ الطَّمع ذُلّ الدّنيا و شِقاء الآخرة »
«ثمره و ميوه طمع ذلت دنيا و شقاوت در آخرت است»
امیر مؤمنان: َقلیلُ الطَّمَعِ یُفْسِدُ کَثیرَ الْوَرَعِ
طمع اندک، ورع بسیار را فاسد میکند
عنه عليه السلام : مَن عَذَرَ ظالما بظُلمِهِ سَلَّطَ اللّه ُ علَيهِ مَن يَظلِمُهُ فإنْ دعا لَم يُستَجَبْ لَهُ ، و لَم يَأجُرْهُ اللّه ُ على ظُلامَتِهِ
امام صادق عليه السلام : هر كه براى ستمِ ستمكارى عذر بتراشد (كارهاى او را توجيه كند) خداوند كسى را بر او مسلّط گرداند كه به وى ستم كند و در اين صورت چنانچه [براى رفع ستم از خود] دعا كند، دعايش مستجاب نشود و خداوند در برابر ستمديدگى اش به او اجر و پاداش ندهد .
* حدیث مهمی است و بیش از این هم نمی شود توضیح داد و هر کس متوجه منظور می شود
* یک وقت معلوم نیست ظلم کرده و حمل بر صحت کنیم ولی اگر ظلمی می بینیم لااقل ساکت نباش اگر نمی توانی روبرویش بایستی( که اگر مفسده نداشته باشد و جای تقیه نباشد باید روبرویش بایستی )
* می گویند چرا دعا مستجاب نمی شود ؟ چون ریشه ای خراب کردی!؟
سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُیَقُولُ:حُسْنُ اَلظَّنِّ بِاللَّهِ أَنْ لا تَرْجُوَ إِلاَّ اَللَّهَ وَ لا تَخافَ إِلاَّ ذَنْبَکَ .
گويد: شنيدم امام صادق عليه السّلام فرمود: حسن ظن بخدا اينست كه: بغير خدا اميدوار نباش و جز گناهت نترسى.
* کسی که حسن ظن به الله داشته باشد کارش ردیف است و کارهایش جور می شود
* چرا به حضرات معصوم امید داریم؟ چون اجازه داریم از الله که از درب اینها وارد شویم
و اینها باب الله اند.
وَأْتُواالْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها
* البته این امید نباید به معنای استقلال باشد و فرقی نمی کند بت باشد یا بالاترین شخص عالم
* شخص به کجا می رسد که معصوم دارد از او نقل قول می کند ( در خصوص روایت زیر)
فِی الکافی عَنِ الصَّادِقِ (عَلیهالسَّلام) کَتَبَ رَجُلٌ إِلَی أَبِیذَرٍّ [حضرت امام صادق(ع)] میفرمایند: یک نفری در نامهای به جناب ابیذر نوشت:
یَا أَبَاذَرٍّ أَطرِفنِی بِشَیءٍ مِّنَ العِلم؛ از دانش و معرفتی که داری سخن طرفه و تازهای برای ما بیان کن.
فَکَتَبَ إِلَیه: إِنَّ العِلمَ کَثِیرٌ؛ إِن قَدَرتَ لَا تُسِیءَ إِلَی مَن تُحِبُّهُ، فَافعَل[جناب ابیذر برای او نوشت]: برای تو میگویم و آن این است: اگر بتوانی به کسی که او را دوست میداری بدی نکنی، این کار را بکن، یعنی سعی تو این باشد به کسی که او را دوست میداری بدی نکنی.
قَال فَقَالَ لَهُ: وَ هَل رَأَیتَ أَحَداً یُسیءُ إِلَی مَن یُحِبُّه؟؛ آن شخص به جناب ابیذر گفت – لابد در نامه بعدی نوشته – که: جناب ابیذر! این هم شد حرف!؟ که به کسی که دوست داری بدی نکن!
آیا تا حالا دیدی کسی را که کسی را دوست بدارد در عین حال به او بدی بکند!؟ این چه حرفی است!؟
فَقَالَ لَه: نَعَم نَفسُکَ أَحَبُّ الأَنفُسَ إِلَیک فَإِن أَنتَ عَصَیتَ اللهَ تَعَالَی فَقَد أَسَأتَ إِلَیهَا
جناب ابیذر در جواب او فرمود: بله، دیدیم؛ خود تو محبوبترین موجودات و انسانهای عالم پیش خودت هستی؛ خودت را خیلی دوست میداری؛ از همه بیشتر خودت را دوست میداری؛
وقتی معصیت میکنی، به این محبوب خودت که نفس خودت و شخص خودت است بدی کردهای.
پس ببین که میشود انسان چیزی را دوست بدارد و به آن بدی بکند که آن عبارت است از نفس انسان.
* البته نباید این طوری باشد و باید انسان خدا و چهارده معصوم را بیشتر از خودش دوست داشته باشی
* إنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها قسمتی از آیه 7 سوره اسراء
* این دستورات دین به درد دنیا و آخرت می خورد
* شهید آیت الله سید محمد باقر صدر از علمای بزرگ عراق بود که نقل است قبل بلوغ مجتهد شده بود و آیت الله خوئی هم اجتهاد اش را تایید کرده است . ایشان باهوش بود و در علم فقه هم تبحر داشت و صاحب کتاب معروف فلسفتنا است.
شهید صدر برای من تعریف کرد که وقتی کتاب فلسفتنا را نوشت، آن را به «جماعةالعلما»ی نجف اشرف داد تا آن را به اسم جماعةالعلما چاپ کنند، نه به اسم سید محمدباقر صدر. آنچه باعث شد شهید صدر کتاب را بهنام خود به چاپ برساند، این بود که جماعةالعلما پس از بررسی کتاب میخواستند اصلاحاتی در آن انجام دهند که به نظر شهید صدر درست نبود. به همین دلیل آن اصلاحات را نپذیرفت و ناچار شد کتاب را با اسم خود چاپ کند.
استاد پس از نقل این ماجرا میگفت: «وقتی این کتاب را چاپ کردم، نمیدانستم چنین گسترشی در کشورهای مختلف پیدا میکند و این شهرت چشمگیر را برای نویسندهاش در جهان ایجاد خواهد کرد. اکنون گاهی با خود میاندیشم که اگر آن زمان میدانستم این کتاب چنین سرنوشتی پیدا خواهد کرد و چنین شهرتی برای نویسندهاش میآفریند، آیا باز هم حاضر بودم کتاب را بهنام جماعةالعلما منتشر کنم! گاهی از ترس اینکه شاید اگر آن زمان چنین چیزی را میدانستم، حاضر نمیشدم این کتاب به اسم دیگران منتشر شود، بغض میکنم و میخواهم گریه کنم».(
خاطراتی از شاگرد برجسته شهید صدر، آیتالله سیدکاظم حائری)
جلسه 17-3-1405:
حجتالاسلام سامت در ادامه تفسیر هفتگی قرآن کریم در خلال آیات ۷ و ۸ سوره مبارکه شوری:
۷ ـ و این گونه قرآنى عربى[= فصیح و گویا] را بر تو وحى کردیم، تا امّ القرى [= مکّه]و مردم پیرامون آن را انذار کنى و آنها را از روزى که همه خلائق در آن روز جمع مى شوند و شک و تردید در آن نیست بترسانى; گروهى در بهشتند و گروهى در آتش سوزان!
۸ ـ و اگر خدا مى خواست همه آنها را امت واحدى قرار مى داد (و به زور هدایت مى کرد،); اما خداوند هر کس را بخواهد در رحمتش وارد مى کند، و براى ظالمان ولىّ و یاورى نیست.
* چرا قرآن عربی نازل شد ؟ چون هر پیامبری به لسان قوم اش مبعوث می شد
*در معنی ام القری تفسیر مشهور یا قریب به اتفاق ، مکه است .چرا؟ روز دحوالارض ۲۵ ذیقعده اولین نقطه خشکی در زمین سراسر آب ایجاد شد لذا اصل زمین مکه است و “ام” یعنی ریشه .
* اشکال می کنند مگر نمی گویید دین برای تمام بشریت است پس چرا می گوید اطراف مکه !؟
جواب اول : چون زمین از منطقه مکه گسترش پیدا کرد پس هر چه ایجاد شد حول مکه است .جواب جالبی نیست و با اشکال مواجه می شود
جواب دوم: دین اسلام برای همه دنیاست ولی تدریجی این دعوت علنی شد. سه سال مخفی بود و بعد سه سال “انذر عشیرتک” ، بعد قوم بعد حول مکه و سپس ” تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَىٰ عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا” سوره مبارکه فرقان آیه ۱
* چرا در اینجا صحبت از تبشیر نشده؟ چون بیشتر مردم از تنذیر هدایت می شوند و گرنه پیامبر هم مبشر و هم منذر است.
* “ولو” یعنی فرض محال ، لو شرطیه امتناعیه است
* ظاهرا رحمت اینجا رحمت خاص است
* رحمت خاص الله از روی حکمت است
* إِنَّ ٱلشِّرۡكَ لَظُلۡمٌ عَظِيمࣱ
*فرق بین ولی و نصیر را اینطور گفتند :
“ولی” کسی را گویند تمام و کمال بر کسی سرپرستی کند و” نصیر” سرپرستی را گویند که کم و کاستی را تکمیل می کند
روایات:
أمیرالمؤمنین علیه السلام: ما لِي أرَى الناسَ إذا قُرّبَ إليهمُ الطعامُ ليلاً تَكَلّفُوا إنارةَ المصابيح لِيُبصرُوا ما يُدخِلون بُطونَهم و لا يَهتَمُّون بِغذاءِ النفسِ بِأَن يُنيرُوا مصابيحَ أَلبابِهِم بِالعِلمِ لِيَسلِموا من لَواحِقِ الجَهالَة و الذُنُوب في اعتقاداتِهِم و أعمالِهم.
امام علی(علیه السلام): «در شگفتم از اینکه میبینم مردم، شبهنگام که برای آنان غذا برده میشود، خود را به زحمت میاندازند و چراغی روشن میکنند تا ببینند چه چیزی در شکم خود میریزند؛ اما به هنگام تغذیه روح، چراغ عقل را با شعاع علم روشن نمیکنند تا از آثار منفی ناآگاهی و ثمراتی که در اعتقادات و اعمالشان وجود دارد، در امان بمانند.»
* ملاصالح مازندرانی از شاگردان مجلسی اول بوده و می فرماید من حجت بر طلاب ام چرا که من ضعیف ترین جامعه بودم از حیث مالی و حتی چراغ برای مطالعه نداشتیم. حافظه ام هم آن قدر ضعیف بود که وقتی از منزل می رفتم بیرون ، خانه را گم می کردم و اسم بچه ها را هم فراموش می کردم . از ۳۰ سالگی تازه باسواد شد و از شاگردان خوب مجلسی اول است و شرح خوبی بر اصولی کافی دارد . می گوید این قدر خواندم و خواندم تا به اینجا رسیدم
* حتما نباید طلبه رسمی باشید .دنبال علم رفتن و از اهل علم پرسیدن هم مصداق است.
قالَ علىٌّ عليه السلام: قُـوتُ الأَجْسادِ اَلطَّـعامُ وَ قُوتُ الأرْواحِ اَلإِطْعامُ.
«طعام»، قُوت و غذاى جسم است، و «اطعام»حديث غذاى روح است.
*جسم در حدی که مرکب باشد و بتواند بهره برداری کند باید مورد توجه باشد و در تعالیم دینی ما بیشتر به روح اشاره شده است.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام : ثلاثٌ هُنَّ فَخرُ المؤمنِ و زَينُهُ في الدنيا و الآخِرَةِ : الصلاةُ في آخِرِ اللّيلِ ، وَ يأسُهُ مِمّا في أيدي الناسِ ، و وَلايَتُهُ الإمامَ مِن آلِ محمّدٍ صلى الله عليه و آله .
سه چيز است كه افتخار مؤمن و زيور او در دنيا و آخرت است : نماز آخر شب و چشم نداشتن به آنچه مردم دارند و ولايت و دوستى او نسبت به امام از خاندان محمّد صلى الله عليه و آله
*دنیا می خواهی نماز شب و آخرت هم نماز شب
* یک شب خواندن و چند شب نخواندن ، ثمره ندارد
*امیرالمؤمنین (علیه السلام). قَلِيلٌ يَدُومُ خَيْرٌ مِنْ كَثِيرٍ مُنْقَطِعٍ .
*برنامه ریزی باید کرد برای بیدار شدن و در جلسات قبل به مواردی اشاره شد
* منظور از مأیوس شدن از مردم نه اینکه بی احترامی کنی به مردم ،رفتارت با مردم درست باشد منظور این است که چشم داشت نداشته باشی و در دین ما بی احترامی ممنوع است و فقط در دل باید مأیوس شد
*وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ
*خودمان را باید در همه حال تحت سرپرستی امام زمان مان بدانیم
* امام زمان مخفی نیست و در عین غیبت از حال و وضعیت ما با خبر است
* اگر کم گذاشتی کم می گذارند
* حالا با دل دادن به امام که اعمال ما وضع اش خراب است
لایکلف الله نفس الا وسعها
* صبح و ظهر و شب به یاد حضرت قدم برداشتن برای حضرت و نوکر درست کردن برای ایشان
* آری شود ولی به خون جگر شود
* اگر نکنیم در امتحان رفوزه می شویم
* شیعه را غربال کردند و گرنه مابقی که وضع شان مشخص است:
تُغَربَلوا، ثم تغربلوا، ثم تغربلوا را برای شیعه گفته اند
عنه عليه السلام : أصْلُ الإخْلاصِ اليَأسُ مِمّا في أيْدي النّاسِ .
ريشه اخلاص ، چشم بركندن از دست مردمان است .
* ناس یعنی همه مردم
* محرم نزدیک است . از محرم برای ظهور حضرت بهره برداری کنیم وگرنه دنیا که می آید و کم و بیش می رود،بزرگ تر ها کم آوردند. یک قدمی برداریم که عمرمان تباه نشود
* مَنْ أتاكُمْ نَجى ، وَ مَنْ لَمْ يَأتِكُمْ هَلَكَ
جلسه 10-3-1405:
حجتالاسلام سامت در ادامه تفسیر هفتگی قرآن کریم در خلال آیات ۵ و ۶ سوره مبارکه شوری:
۵ ـ نزدیک است آسمان ها از بالا متلاشى شوند. و فرشتگان پیوسته تسبیح و حمد پروردگارشان را بجا مى آورند، و براى کسانى که در زمین هستند استغفار مى کنند; آگاه باشید خداوند آمرزنده و مهربان است
۶. کسانى که غیر خدا را ولىّ خود انتخاب کردند، خداوند حساب همه اعمال آنها را نگه مى دارد; و تو مأمور نیستى که آنان را مجبور به قبول حق کنى!
* دو تفسیر از میان تفاسیر گوناگون معروفتر است.
چون نزول وحی خیلی سنگین است نزدیک است آسمان ها از هم شکافته شود. شبیه تعبیر آیه ۲۱ سوره حشر :
لَوْ أَنْزَلْنَا هَٰذَا الْقُرْآنَ عَلَىٰ جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ
تفسیر دوم: به خاطر تهمت و ناروای مشرکین که برای الله شریک قائل می شوند
* تفسیرها با هم قابل جمع هم هست.
* تسبیح ملائکه یعنی خداوند متعال از هر عیبی منزه است. تسبیح را به همراه حمد و ستایش الله انجام می دهند
* یستغفرون لمن فی الارض در آیه ۵ منظور با توجه به آیه۷ سوره مومن( غافر) و روایت ذیل آیه همه افراد منجمله کفار و مشرکین نیستند !!! و فقط مؤمنان منظور است. مؤمنین معصوم که نیستند فلذا برای آنها ملائکه طلب مغفرت می کنند
* در انتهای آیه پس از اینکه مؤمنین ظرف شان از وجود بدی ها پاک شد ، خداوند به آنها رحمت الهی را بذل می کند
*پیامبر فقط مامور به رسالت است و وظیفه ای برای اجبار ندارد .
مَّا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ ۗ
(مائده/99)
روایات جلسه:
بارها درباره مزاح اینجا حدیث خواندیم ولی چون رعایت نمی شود باز باید بگوییم.
یک بار هم گفتم آقای احمدی میانجی مسجد خودشان بعد از نماز ماه رمضان منبر می رفت . یک سال درباره غیبت صحبت می کنند و سال دیگر هم باز درباره غيبت صحبت کردند و به تعبیر ما گفتند شما چیز دیگری بلد نیستید!؟ ایشان فرمودند مگر شما غیبت را کنار گذاشتید که من صحبت درباره آن را کنار بگذارم!؟
این مساله مزاح هم همین است و من چون می بینم ادامه دار است مجبورم تذکر بدهم که مزاح چه حد و حدودی دارد. بچه نیستیم و سنی از ما گذشته و همه چیز را به شوخی گرفتیم.
یک بار هم عرض کردم شوخی را هم آنجا جدی می گیرند.
عنه عليه السلام : لِكُلِّ شَيءٍ بَذرٌ و بَذرُ العَداوَةِ المِزاحُ . امام على عليه السلام : هر چيزى را بذرى است و بذر دشمنى، شوخى كردن است.
* خیلی از کدورت ها به خاطر مزاح های بی جا است. به قول معروف دوستان گرمابه ( و گلستان) به خاطر یک شوخی بیجا از هم جدا می شوند. این حرف معصوم است و در خانه اگر کسی است( یک حرف بس است)
* من البته جایی صحبت نمی کنم ولی یک از رفقای قدیم می گفت تو جایی درباره نماز صبح صحبت کردی دو سه روزی نمازمان قضا نمی شود. حالا این حرف های ما چند روزی ( ان شاءالله ) اثر می گذارد
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام : هُلكٌ لاِمرئٍ احتَقَرَ لأخيهِ ما حَضَرَهُ، هُلكٌ لامرئٍ احتَقَرَ مِن أخِيهِ ما قَدَّمَ إلَيهِ .
امام صادق عليه السلام : هلاك می شود كسى كه آنچه را پيش برادرش مى گذارد ، ناچيز شمارد و هلاك باد كسى كه آنچه را برادرش جلو او مى گذارد ، ناچيز شمارد .
* لذا این اصطلاح ” قابل ندارد” که وقتی جلوی مهمان چیزی می گذاریم صحیح نیست و اهل بیتی نیست.
(الكافي عن عبيد بن أبي عبد اللّه البغداديّ عمّن أخبره 🙂 نَزَلَ بِأَبِي الحَسَنِ الرِّضا عليه السلام ضَيفٌ ، وكانَ جالِسا عِندَهُ يُحَدِّثُهُ في بَعضِ اللَّيلِ فَتَغَيَّرَ السِّراجُ ، فَمَدَّ الرَّجُلُ يَدَهُ لِيُصلِحَهُ ، فَزَبَرَهُ أبُو الحَسَنِ عليه السلام ، ثُمَّ بادَرَهَ بِنَفسِهِ فَأَصلَحَهُ .
ثُمَّ قالَ لَهُ : إنّا قَومٌ لا نَستَخدِمُ أضيافَنا
روزی امام رضا (علیه السلام) میهمانی را دعوت کرد و با احترام، مهمان خود را به داخل خانه آورد. پس از پذیرایی، با هم به گفت وگو پرداختند. در میان سخن آنان، باد چراغ را خاموش کرد. مهمان بی درنگ از جای خود برخاست که آن را روشن کند، ولی امام دست او را گرفت و نشانید و مانع شد که او از جایش بلند شود. سپس خود برخاست و چراغ را روشن کرد و دوباره کنار او نشست و برای این که مهمان ناراحت نشود با لبخندی به او فرمود: ما خاندانی هستیم که دوست نداریم مهمان خود را به کار بگیریم و او را به زحمت بیندازیم.
* پس این حرف هایی که می زنیم مهمان خودمانی است و کار می کند و اینها صحیح نیست.مگر از اعضای خانواده باشد.
وَ عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: مَا مِنْ مُؤْمِنٍ يَسْمَعُ بِهَمْسِ اَلضَّيْفِ وَ فَرِحَ بِذَلِكَ إِلاَّ غُفِرَتْ لَهُ خَطَايَاهُ وَ إِنْ كَانَتْ مُطْبِقَةً مَا بَيْنَ اَلسَّمَاءِ وَ اَلْأَرْضِ .
هر مومنی صدای مهمانی را بشنود و خوشحال شود، گناهانش آمرزیده میشود اگر چه گناهان او به اندازه زمین تا آسمان باشد
* ببیند چه قدر سفره پهن است که اگر کسی با شنیدن صدای آمدن مهمان خوشحال شود تمام گناهان اش بخشیده می شود!؟( یعنی برکت آمد به خانه)
* روایات یکی از یکی زیباتر و آدم شارژ می شود و اگر خودمان هم اهل مهمان داری نباشیم و شما را تشویق کنیم برای ما هم ثواب می نویسند
امیر المومنين عليه السلام
ما مِن مُؤْمِن يُحِبُّ الضَّيفَ إِلَّا ويَقومُ مِن قَبْرِهِ وَوَجْهُهُ كَالقَمَرِ لَيْلَةَ البَدرِ ، فَيَنظُرُ أهل الجمع فيقولون : ما هذا إِلَّا نَبِيَّ مُرسَلٌ ! فَيَقُولُ مَلَكَ: هذا مُؤْمِنٌ يُحِبُّ الضّيفَ ويُكرِمُ الضّيفَ ، ولا سَبِيلَ لَهُ إِلَّا أَن يَدخُلَ الجَنَّةَ
هیچ مؤمنی نیست که مهمان را دوست بدارد، مگر آن که چون از قبرش بر میخیزد ، چهره اش مانند قرص ماه می درخشد و اهل محشر مینگرند و میگویند این کسی جز پیامبری مرسل نیست و فرشته ای میگوید این مؤمنی است که مهمان را دوست میدارد و او را گرامی می شمارد و راهی جز رفتن به بهشت ندارد
رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ می فرماید: اذا اراد الله بقوم خیرا اهدی الیهم هدیه، قالوا: و ما تلك الهدیه؟ قال:الضیف، ینزل برزقه،و یرتحل بذنوب اهل البیت؛ هنگامی كه خداوند اراده كند نسبت به جمعیتی نیكی نماید هدیه گرانبهائی برای آنها می فرستد، عرض كردند ای پیامبر خدا! چه هدیه ای؟ فرمود: میهمان، با روزی خویش وارد می شود، و گناهان خانواده را با خود می برد (و بخشوده می شوند)
* داستان معروفی هست در این باره:
آورده اند که در زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله شخصی بسیار مهماندوست بود ، ولی زنی بسیار خسیس داشت .
آن مرد از ترس اعتراض و فریاد برآوردن زن ، از پذیرش مهمان بسیارکراهت داشت . از این رو برای حل این مشکل روزی خدمت حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله رفت و کیفیت احوال و ماجرا را تعریف کرد و از ایشان راه چاره خواست .
حضرت فرمود : به خانه برو و به آن زن بگو : وقتی مهمان می آید ، از لای در مهمان ها را مشاهده کن و هنگام بیرون رفتن مهمان به پشت سر ایشان خیره شو و نگاه کن تا ببینی خداوند تبارک و تعالی چه خیر و برکتی در حق مهماندار عنایت کرده است .
آن مرد به خانه رفت و به زن خود گفت : امروز رسول خدا صلی الله علیه وآله را با دو سه نفر به مهمانی طلبیده ام . بنابراین توقع دارم کج خلقی نکنی و بخل را فرو گذاری . حضرت فرموده اند : در حال داخل شدن و بیرون رفتن مهمان ، آنها را نگاه کن تا آنچه را خدای تعالی به برکت مهمانی ارزانی داشته است ، ببینی .
مرد همسر خود را با هزار عجز و التماس راضی کرد و اسباب ضیافت را تهیه نمود .
چون وقت داخل شدن مهمانان شد ، زن از لای در نگاه کرد و با تعجب دید در دامن مهمانان گوشت و میوه های بسیار است و آنان با این وضع داخل منزل شدند .
زن از دیدن این منظره بسیار خوشحال شد و چون وقت بیرون رفتن مهمانان شد ، باز از همان جا نگاه کرد . دید گزنده ها و مار و کژدم های بسیار ، در دامن ایشان آویخته ، از خانه بیرون می روند .
زن تعجب کنان نزد شوهر آمد و گفت : هنگام ورود و خروج مهمان ها چنین چیزی دیدم . تعبیر آن چیست ؟
مرد گفت : من دلیل آن را از رسول خدا صلی الله علیه وآله خواهم پرسید .
پس از این گفت وگو ، روز بعد مرد به خدمت رسول خدا صلی الله علیه وآله شرفیاب شد وعرض کرد : یا رسول الله ! عیال من چنین نعمت هایی در هنگام داخل شدن مهمانان دیده و در وقت بیرون رفتن هم مشاهده نموده است که گزنده ها به دامن آنها آویزانند و بیرون می روند !
رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود : آن نعمت ها برکت هایی است که خداوند عالم به سبب مهمانی و میزبانی ارزانی فرموده و آن گزنده ها ، گناهان صاحبخانه است که بیرون می رود .
پس از آن ، زن چنان راغب مهمان شد که تمام عمر در مهمانی دادن ، به شوهر خود سفارش می کرد .
یک روز آن حضرت را غمگین و افسرده یافتند و علّت اندوه ایشان را جویا شدند، فرمود:
(رئى امیرالمؤمنین علیهالسلام حزینا فقیل له: مم حزنک؟ لِسَبْعٍ اَتَتْ لَمْ یُضِفْ اِلَیْنا ضَیْفٌ) چون هفت روز بر ما گذشته و مهمانی بر ما وارد نشده است
جلسه 3-3-1405:
حجتالاسلام سامت در ادامه تفسیر هفتگی قرآن از ابتدای سوره مبارکه شوری ۱ تا ۴:
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
۱ ـ حم.
۲ ـ عسق.
۳ ـ این گونه خداوند عزیزِ حکیم به تو و پیامبرانى که پیش از تو بودند وحى مى کند.
۴ ـ آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است از آن او است; و او بلندمرتبه و بزرگ است!
*چرا این سوره را شوری نامیدند ؟ ظاهرا آیه ۳۸ که به کلمه مزبور اشاره دارد
* حم عسق اسم دیگر سوره است
* ظاهرا مکی
* درباره حروف مقطعه مفصل صحبت شده و ۲۰ تفسیر دارد
* مشهورترین آن که خیلی از مفسرین قبول کردند و گفتند این است که یعنی آیات قرآن از همین حروف تشکیل شده و مدعیانی که می گویند معجزه نیست یک سوره مشابه بیاورند
* سوره یک خطی هم نتوانستند بیاورند
* هر که آورد رسوا شد چون قرآن تعدی کرده است
* روایاتی درباره حم عسق هست منجمله در عسق ، علم همه چیز نهفته است.امیر المومنین عليه السلام از همین سه حرف مومن را از منافق تشخیص می داد، بعضی روایات سن حضرت حجت سلام الله علیه را در عسق می دانند. فرو رفتن سفیانی در عسق هست
*آیه چون درباره اصول دین هست اینگونه تفسیر می شود که این اصول مشترک برای همه انبیا بیان شده است
* عزیز یعنی توانایی دارد و حکیم یعنی قوانین اش به نفع نظام بشریت است
* مالکیت و تدبیر عالم با خود خداست و فقط نیافریده و از عهده اش خارج یا بر اساس نظر او اداره نشود
* بلند مرتبه و بزرگ یعنی نیازی به ما ندارد و همه چیز را به نفع خود بشر او قرار داده است
روایات جلسه :
الإمام الرضا عليه السلام : مِن عَلاماتِ الفِقهِ الحِلمُ ، وَالعِلمُ ، وَالصَّمتُ . إنَّ الصَّمتَ بابٌ مِن أبوابِ الحِكمَةِ . إنَ الصَّمتَ يَكسبُ المَحَبَّةَ . إنَّهُ دَليلٌ عَلى كُلِّ خَيرٍ .
امام رضا عليه السلام : بردبارى ، دانش و خاموشى ، از نشانه هاى فهم است . خاموشى ، درى از درهاى حكمت است . خاموشى ، دوستى را نصيب [انسان] مى كند و راهنمايى به سوى هر نيكى است .
* زبان بیچاره ات می کند و تا نکند ول نمی کند. این را بزرگان گفتند
عنه عليه السلام : كانَ أبو ذرٍّ يقولُ: يا مُبتَغي العِلمِ، إنَّ هذا اللِّسانَ مِفتاحُ خَيرٍ و مِفتاحُ شَرٍّ ، فاختِمْ على لِسانِكَ كما تَختِمُ على ذَهَبِكَ وَ وَرِقِكَ .
امام باقر عليه السلام : ابوذر مى گفت: اى جوياى دانش و معرفت! راستى كه اين زبان، كليد خوبى و كليد بدى است. پس همچنان كه بر زر و سيم خود مُهر مى زنى، بر زبان خويش مُهر بزن.
* چه قدر مهم است که معصوم از ایشان مطلب نقل می کند
* حرف ات را به قول قدیمی ها مزه مزه کن.شیخ عباس قمی ما ادراک شیخ عباس،
اعجوبه ای بوده ولی به اشتباهات خودش اعتراف می کند.ایشان همت اش روی تالیف بوده ولی منبر هم می رفت
پسرش نقل می کند. ایشان تربت حیدریه منبر می رفت .فقیری از ایشان درخواست مالی کرد .ایشان گفت می روم بالای منبر و از مردم ( که خیلی هم به ایشان علاقه و ارادت داشتند) درخواست کمک می کنم و مردم کمک ات می کنند. می فرمایند رفتم و گفتم و هیچ کس کمک نکرد!؟ با خودم گفتم این یک گوش پیچاندن بود که بدون آنکه ان شاءالله بگویم و به جایگاه خودم اعتبار کردم این قول را به فقیر دادم
* موحد بزرگ و کبیر را گوش اش را می پیچاند
أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: كَانَ اَلْمَسِيحُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَقُولُ لاَ تُكْثِرُوا اَلْكَلاَمَ فِي غَيْرِ ذِكْرِ اَللَّهِ فَإِنَّ اَلَّذِينَ يُكْثِرُونَ اَلْكَلاَمَ فِي غَيْرِ ذِكْرِ اَللَّهِ قَاسِيَةٌ قُلُوبُهُمْ وَ لَكِنْ لاَ يَعْلَمُونَ .
امام صادق عليه السّلام فرمود: حضرت عيسى عليه السّلام ميفرمود: بجز ذكر خدا سخن بسيار نگوئيد، زيرا كسانى كه بجز ذكر خدا سخن بسيار گويند، دلهاشان سخت است و نميدانند.
* منظور حرف حرام نیست و حرف های مباح ولی ….
قالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) مَنْ لَمْ یحْسُبْ کلَامَهُ مِنْ عَمَلِهِ کثُرَتْ خَطَایاهُ وَ حَضَرَ عَذَابُهُ.
کسی که سخنش را جزو عملش به حساب نیاورد، خطاهایش زیاد می شود و عذابش فرا می رسد.
امام علي عليه السلام :اَلْكَلامُ كَالدَّواءِ؛ قَليلُهُ يَنْفَعُ، وَ كَثِيرُهُ قاتِلٌ.
سخن چون داروست ؛ اندكش سودمند و زيادش كشنده است
* کم گوی و گزیده گوی( چون دُر / تا ز اندک تو جهان شود پر/ لاف از سخن چون دُر توان زد/ آن خشت بود که پر توان زد)
جلسه 27-2-1405:
حجتالاسلام سامت در ادامه تفسیر هفتگی قرآن کریم در خلال آیات ۵۳ و ۵۴ و پایان سوره مبارکه فصلت:
۵۳ ـ به زودى نشانه هاى خود را در اطراف جهان و در درون جانشان به آنها نشان مى دهیم تا براى آنان آشکار گردد که او حق است; آیا کافى نیست که پروردگارت بر همه چیز شاهد و گواه است؟!
۵۴ ـ آگاه باشید که آنها از لقاى پروردگارشان در شک و تردیدند; و آگاه باشید که خداوند به همه چیز احاطه دارد!
* تا حجت بر کسی تمام نشود ، عذاب نمی شود
*آیات انفسی و آیات آفاقی (بیرون از انسان) معروف است
* مصداق اَتَّم آیه ظهور حضرت است و روایت داریم که این آیه مصداق ظهور حضرت است.
* امیدست به زودی همگی زیر پرچم لااله الله محمد رسول الله و علی ولی الله صل الله علیهم جمع شویم.
* شهید را در آیه هم شاهد و هم مشهود مفسرین فرمودند:
اگر شاهد باشد معنی می شود آیا کافی نیست که خدا شاهد و گواه همه چیز است ؟
و اگر مشهود باشد یعنی در هر چیزی هست بدون آنکه درون آن باشد
«مع کل شی ء لا بمقارنة و غیر کل شی ء لا بمزایلة. »
او با همه چیز هست ولی نه به این نحو که جفت و قرین چیزی واقع شود و در نتیجه آن چیز نیز قرین و همدوش او باشد، و مغایر با همه چیز است و عین اشیاء نیست ولی نه به این وجه که از اشیاء جدا باشد و وجودات اشیاء مرزی برای ذات او محسوب شود.
تعبیر امیر مؤمنان در نهج البلاغه
روایات از امام جواد عليه السلام به مناسبت شام غریبان ایشان:
قالَ له رجل: أَوصِنى بَوَصِیَّه جامِعَه مُخْتَصَرَه؟
فَقالَ (علیه السلام): صُنْ نَفْسَكَ عَنْ عارِالْعاجِلَهِ وَ نار الاْجِلَهِ
شخصى به حضرت عرض كرد: مرا موعظه و نصیحتى كامل و مختصر عطا فرما؟
امام (علیه السلام) فرمود: اعضاء و جوارح ـ ظاهرى و باطنى ـ خود را از ذلّت و ننگ سریع و زودرس، همچنین از آتش و عذاب آخرت، در أمان و محفوظ بدار.
* بیشتر از این از ما توقع نیست انجام واجبات و ترک محرمات
قالَ الْجَوادُ عليه السلام: لَؤْكانَتِ السَّمواتُ وَالْأرْضُ رَتْقَا عَلى عَبْدٍ ثُمَّ اتَّقىَ اللّه َ تَعالى لَجَعَلَ مِنْها مَخْـرَجا.
امام جواد عليه السلام فرمود: اگر آسمانها و زمين بر شخصى بسته باشد، ولى تقـواى الهى پيـشه كـند، خداوند گشايشى از آنها برايش قرار مى دهد.
* آیت الله مدنی را زود شهیدش کردند و گرنه اگر امثال اینها بودند نمی گذاشتند کار به اینجاها بکشد و جلوی کارها را می گرفتند. بسیار هم اهل بکا و گریه بودند.
* ایشان قبل از آن دادگاه انقلاب تشکیل شود در تبریز به پرونده ها رسیدگی می کردند و بعد از آن هم در امور قضایی بودند. نقل می کنند یک خانمی را حکم زندان می دهند و موقع انتقال به زندان ، برادرش با مامور زندان درگیر می شود و مامور طوری او را می زند که از سر و صورتش خون جاری می شود. وقتی ایشان این وضع را می بیند و متوجه می شود مامور بیخود برادر آن خانم متهم را زخمی کرده از او می خواهد که مامور را همانطور قصاص کند. شخص امتناع می کند و خود آیت الله مدنی با آن سن و سال سیلی حواله مامور خاطی می کند و دستور می دهد چنین شخصی را از دادگستری اخراج کنند
اگر این ها بودند نمی گذاشتند کار به اینجا بکشد و پارتی بازی و … شکل بگیرد.
الإمامُ الجوادُ عليه السلام : نِعمَةٌ لا تُشكَرُ كَسَيِّئَةٍ لا تُغفَرُ .
امام جواد عليه السلام : نعمتى كه سپاسگزارى نشود، مانند گناهى است كه آمرزيده نشود .
* حداقل زبانی شکر نعمت را به جا آوریم و به حدیث امام صادق عليه السلام عمل کنیم وگرنه در شکر عملی که رفوزه ایم
أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ قَالَ: مَنْ قَالَ أَرْبَعَ مَرَّاتٍ إِذَا أَصْبَحَ: «اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ اَلْعٰالَمِينَ» فَقَدْ أَدَّى شُكْرَ يَوْمِهِ، وَ مَنْ قَالَهَا إِذَا أَمْسَى فَقَدْ أَدَّى شُكْرَ لَيْلَتِهِ.
هر كه هنگامه سپيده دمان چهار بار«الحمد لله رب العالمين»گويد، بي گمان سپاس آن روز را به جاي آورده است. و هر كه در شامگاهان آن را بگويد، سپاس آن شب را به جاي آورده است
*راه جلوی پای ما می گذارند و ما تنبل ایم
* نگو مگر می شود با چهار بار ذکر شکر نعمت به جای آوریم، بله گفتند و می شود
* اصلا ببین یادت می ماند و هر روز بگویی!؟
کَتَبْتُ اِلی اَبی جَعفرِالثّانی علیه السلام: عَلِّمِنی شَیْئا إذا أنَا قُلْتُهُ کُنْتُ مَعَکُمْ فِی الدُّنیا وَالآخِرةِ، قالَ: فَـکَتَبَ بِخَـطِّهِ أَعْـرِفْهُ: اَکْثِرْ مِنْ تِلاوَةِ «إنّا أنزَلْناهُ» وَرَطِّبْ شَفَتَیْکَ بِالأسْتِغْفارِ
اسماعیل بن سهل گوید: خدمت امام جواد علیه السلام نوشتم، چیزی به من تعلیم فرما که اگر آن را بگویم (بخوانم) در دنیا و آخرت با شما باشم. حضرت به خط خود نوشت: سـوره «انا انزالناه» را زیـاد بخـوان و لبهایت به گفتن استغـفار « تـر » باشـد، (یعنی آنقدر استغفار کُنی که هیچگاه لبت خشک نشود).
حجتالاسلام سامت در ادامه تفسیر هفتگی قرآن کریم در خلال آیات ۵۳ و ۵۴ و پایان سوره مبارکه فصلت:
۵۳ ـ به زودى نشانه هاى خود را در اطراف جهان و در درون جانشان به آنها نشان مى دهیم تا براى آنان آشکار گردد که او حق است; آیا کافى نیست که پروردگارت بر همه چیز شاهد و گواه است؟!
۵۴ ـ آگاه باشید که آنها از لقاى پروردگارشان در شک و تردیدند; و آگاه باشید که خداوند به همه چیز احاطه دارد!
* تا حجت بر کسی تمام نشود ، عذاب نمی شود
*آیات انفسی و آیات آفاقی (بیرون از انسان) معروف است
* مصداق اَتَّم آیه ظهور حضرت است و روایت داریم که این آیه مصداق ظهور حضرت است.
* امیدست به زودی همگی زیر پرچم لااله الله محمد رسول الله و علی ولی الله صل الله علیهم جمع شویم.
* شهید را در آیه هم شاهد و هم مشهود مفسرین فرمودند:
اگر شاهد باشد معنی می شود آیا کافی نیست که خدا شاهد و گواه همه چیز است ؟
و اگر مشهود باشد یعنی در هر چیزی هست بدون آنکه درون آن باشد
«مع کل شی ء لا بمقارنة و غیر کل شی ء لا بمزایلة. »
او با همه چیز هست ولی نه به این نحو که جفت و قرین چیزی واقع شود و در نتیجه آن چیز نیز قرین و همدوش او باشد، و مغایر با همه چیز است و عین اشیاء نیست ولی نه به این وجه که از اشیاء جدا باشد و وجودات اشیاء مرزی برای ذات او محسوب شود.
تعبیر امیر مؤمنان در نهج البلاغه
روایات از امام جواد عليه السلام به مناسبت شام غریبان ایشان:
قالَ له رجل: أَوصِنى بَوَصِیَّه جامِعَه مُخْتَصَرَه؟
فَقالَ (علیه السلام): صُنْ نَفْسَكَ عَنْ عارِالْعاجِلَهِ وَ نار الاْجِلَهِ
شخصى به حضرت عرض كرد: مرا موعظه و نصیحتى كامل و مختصر عطا فرما؟
امام (علیه السلام) فرمود: اعضاء و جوارح ـ ظاهرى و باطنى ـ خود را از ذلّت و ننگ سریع و زودرس، همچنین از آتش و عذاب آخرت، در أمان و محفوظ بدار.
* بیشتر از این از ما توقع نیست انجام واجبات و ترک محرمات
قالَ الْجَوادُ عليه السلام: لَؤْكانَتِ السَّمواتُ وَالْأرْضُ رَتْقَا عَلى عَبْدٍ ثُمَّ اتَّقىَ اللّه َ تَعالى لَجَعَلَ مِنْها مَخْـرَجا.
امام جواد عليه السلام فرمود: اگر آسمانها و زمين بر شخصى بسته باشد، ولى تقـواى الهى پيـشه كـند، خداوند گشايشى از آنها برايش قرار مى دهد.
* آیت الله مدنی را زود شهیدش کردند و گرنه اگر امثال اینها بودند نمی گذاشتند کار به اینجاها بکشد و جلوی کارها را می گرفتند. بسیار هم اهل بکا و گریه بودند.
* ایشان قبل از آن دادگاه انقلاب تشکیل شود در تبریز به پرونده ها رسیدگی می کردند و بعد از آن هم در امور قضایی بودند. نقل می کنند یک خانمی را حکم زندان می دهند و موقع انتقال به زندان ، برادرش با مامور زندان درگیر می شود و مامور طوری او را می زند که از سر و صورتش خون جاری می شود. وقتی ایشان این وضع را می بیند و متوجه می شود مامور بیخود برادر آن خانم متهم را زخمی کرده از او می خواهد که مامور را همانطور قصاص کند. شخص امتناع می کند و خود آیت الله مدنی با آن سن و سال سیلی حواله مامور خاطی می کند و دستور می دهد چنین شخصی را از دادگستری اخراج کنند
اگر این ها بودند نمی گذاشتند کار به اینجا بکشد و پارتی بازی و … شکل بگیرد.
الإمامُ الجوادُ عليه السلام : نِعمَةٌ لا تُشكَرُ كَسَيِّئَةٍ لا تُغفَرُ .
امام جواد عليه السلام : نعمتى كه سپاسگزارى نشود، مانند گناهى است كه آمرزيده نشود .
* حداقل زبانی شکر نعمت را به جا آوریم و به حدیث امام صادق عليه السلام عمل کنیم وگرنه در شکر عملی که رفوزه ایم
أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ قَالَ: مَنْ قَالَ أَرْبَعَ مَرَّاتٍ إِذَا أَصْبَحَ: «اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ اَلْعٰالَمِينَ» فَقَدْ أَدَّى شُكْرَ يَوْمِهِ، وَ مَنْ قَالَهَا إِذَا أَمْسَى فَقَدْ أَدَّى شُكْرَ لَيْلَتِهِ.
هر كه هنگامه سپيده دمان چهار بار«الحمد لله رب العالمين»گويد، بي گمان سپاس آن روز را به جاي آورده است. و هر كه در شامگاهان آن را بگويد، سپاس آن شب را به جاي آورده است
*راه جلوی پای ما می گذارند و ما تنبل ایم
* نگو مگر می شود با چهار بار ذکر شکر نعمت به جای آوریم، بله گفتند و می شود
* اصلا ببین یادت می ماند و هر روز بگویی!؟
کَتَبْتُ اِلی اَبی جَعفرِالثّانی علیه السلام: عَلِّمِنی شَیْئا إذا أنَا قُلْتُهُ کُنْتُ مَعَکُمْ فِی الدُّنیا وَالآخِرةِ، قالَ: فَـکَتَبَ بِخَـطِّهِ أَعْـرِفْهُ: اَکْثِرْ مِنْ تِلاوَةِ «إنّا أنزَلْناهُ» وَرَطِّبْ شَفَتَیْکَ بِالأسْتِغْفارِ
اسماعیل بن سهل گوید: خدمت امام جواد علیه السلام نوشتم، چیزی به من تعلیم فرما که اگر آن را بگویم (بخوانم) در دنیا و آخرت با شما باشم. حضرت به خط خود نوشت: سـوره «انا انزالناه» را زیـاد بخـوان و لبهایت به گفتن استغـفار « تـر » باشـد، (یعنی آنقدر استغفار کُنی که هیچگاه لبت خشک نشود).
جلسه 20-2-1405:
حجتالاسلام سامت در ادامه تفسیر هفتگی قرآن کریم در خلال آیات فصلت ۵۱ و ۵۲:
۵۱ ـ و هر گاه به انسان (غافل و بى خبر) نعمت دهیم، روى مى گرداند و با حال تکبر از حق دور مى شود; ولى هر گاه مختصر ناراحتى به او رسد، تقاضاى فراوان و مستمر (براى برطرف شدن آن) دارد!
۵۲ ـ بگو: به من خبر دهید اگر این قرآن از سوى خداوند باشد و شما به آن کافر شوید، چه کسى گمراه تر خواهد بود از کسى که در مخالفت شدیدى قرار دارد ؟!.
* باز منظور ظاهرا انسان تربیت نایافته است.
* سوال پیش می آید چرا( انسانی که مخاطب آیه است) اینجا دعا می کند و چند آیه بالاتر می گوید مأیوس می شود ؟
بعضی مفسرین ( قوی ) می گویند منظور این است که از غیر خدا مأیوس شده و به خدا روی می آورند ولی احتمالا اشتباه است. چون بالا در مقام مذمت است و نه تعریف آنها.
توجیه دیگر آنکه به حالات انسان فرق می کند و بعضی روی به الله می آورند و بعد ناامید می شوند
بعضی می فرمایند دو جور آدم تربیت نایافته داریم و هر کدام به ترتیبی است که بیان شد
بعضی گفتند دعای عریض منظور جزع و فزع می کنند و نه دعای ( معمول )
توجیهات دیگر هم هست ولی همین ها دل ما را طمأنینه می دهد
ذیل آیه روایتی است:
ابن ابی العوجا زندیق به مکه آمد و امام صادق(علیه السلام) از او پرسید: آیا به عقاید قبلی خود باقی است و چون جواب شنید که بله، در برابر ابن ابی العوجا که میخواست بحث را شروع کند، فرمود: در حج جدال نیست . امام با این سخن نشان داد که او درصدد یافتن حقیقت نیست، بلکه به مجادله میپردازد و سخنی فرمود که سال قبل نیز در جلسه اول، بحث با ابن ابی العوجا را با آن سخن شروع کرده بود: «اگر حقیقت و فرجام کار چنان باشد که تو گویی ـ در صورتی که چنین نیست ـ ما هر دو در آخرت پیروزیم. اما اگر وضع چنان باشد که ما میگوییم ـ و این چنین نیز هست ـ آنگاه ما در سرای دیگر نجات یابیم و تو هلاک شوی».
* عقل سالم دفع ضرر می کند
* گویند در همان جا احوالش بد شد و چند روز بعد از فرمایش آقا دق کرد و مرد
روایاتی درباره نماز شب که بارها تذکر داده شده و باز نیاز است که در اینجا بیان شود:
* بزرگان گفتند مستحبی است که در آن الاماشاء الله انجام خیلی از واجبات و ترک محرمات وابسته به آن است.
* از راه های تقوی سحر خیزی است
ما زالَ جَبرَئيلُ يُوصِيني بقيامِ اللَّيلِ حَتّى ظَنَنتُ أنَّ خِيارَ أُمَّتي لَن يَنامُوا مِن اللَّيلِ إلاّ قليلاً .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : جبرئيل پيوسته مرا به شب زنده دارى سفارش مى كرد ، چندان كه گمان كردم نيكان امّت من جز اندكى از شب را هرگز نخواهند خفت .
* برای بیدار شدن، راه هایی گفته اند منجمله خواندن آیه آخر سوره کهف، کم خوردن، زود خوابیدن و خواب قیلوله و…
* آقای خزعلی می فرمایند از آقای معلم دامغانی ( میرزا علی اکبر و از علمای معاصر درگذشته به سال ۱۳۷۶) چه طور برای نماز شب بیدار می شوید ؟ فرمودند با دو ملک همراه هستم و رفیق هستم به آنها می گویم بیدار می کنند!!!
* قدیمی ها می گفتند وقتی می خواستند بخوابند به بالش شان می گفتند گناهان خلیفه دوم به گردن تو اگر مرا بیدار نکنی!!!
* از قول آقای بهجت: یکی از علمای نجف می خواست جوانش را برای نماز شب بیدار کند. جوان سرش را زیر لحاف بیرون می آورد و می گفت بیدارم ؟! دوباره صدایش می زد و می گفت مشغول تفکرم!؟ ( تفکر بالاتر از عبادت است ) پدرش فرمود این تفکر نیست توهم است!!!
آن تفکری افضل از عبادت است که تو را به نماز شب برساند
* برای نماز شب خواص زیادی ولو خواص پزشکی گفته اند و حدیث زیر از امام صادق عليه السلام بخشی از خواص آن است:
صَلاَةُ اَللَّيْلِ تُحَسِّنُ اَلْوَجْهَ وَ تُحَسِّنُ اَلْخُلُقَ وَ تُطَيِّبُ اَلرِّيحَ وَ تُدِرُّ اَلرِّزْقَ وَ تَقْضِي اَلدَّيْنَ وَ تَذْهَبُ بِالْهَمِّ وَ تَجْلُو اَلْبَصَرَ.
امام صادق عليه السلام فرمود: نماز شب رخسار را زيبا، اخلاق را نيكو و بدن را خوشبو گرداند، بدهي را ادا كند، اندوه را ببرد و ديده را روشني بخشد.
*انسان باید خیلی تنبل باشد که به خاطر یک خواب خودش را محروم کند
الَحْدَيثُ الْقُدْسى: يا بْنَ عِمْرانَ، كَذِبَ مَنْ زَعَمَ أنَّهُ يُحِبُّنى فَإذا جَنَّهُ اللَّيْلُ نامَ.
خداوند متعال به حضرت موسى فرمود: اى پسرعمران، دروغ مى گويد كسى كه گمان مى كند مرا دوست دارد، ولى هنگامى كه شب فرا مى رسد همه شب را مى خوابـد.
* إمامُ الصّادقُ عليه السلام :حَديثٌ تَدْرِيهِ خَيرٌ مِن ألفِ حَديثٍ تَرْوِيهِ .
امام صادق عليه السلام :يك حديث بفهمى بهتر است از آن كه هزار حديث [نفهميده ]روايت كنى.
* کوتاهی هایی است که کردیم در روز و موجب شده شب بیدار نشویم
* این مطالب از آب گذشته است و اینجا می گوییم
رسول اكرم – صلى الله عليه و آله فرموده است :
من كان آخر كلامه الصلوة على و على على دخل الجنة
هر كه آخرين سخنش به هنگام مرگ صلوات بر من و على عليهما السلام – باشد، داخل بهشت مى گردد.
* آقا مرتضی تهرانی از علمای ناشناخته تهران ولی خواص می شناختند ، می فرمودند من بررسی کردم، اولیا الله اواخر عمرشان روزی ۱۰ تا ۱۱ هزار بلکه بيشتر صلوات بر محمد و آل محمد می فرستادند
جلسه 13-2-1405:
حجتالاسلام سامت در ادامه تفسیر هفتگی قرآن کریم در خلال آیات ۴۹ و ۵۰ فصلت:
۴۹ ـ انسان هرگز از تقاضاى نیکى (و نعمت) خسته نمى شود; و هر گاه شرّ و بدى به او رسد بسیار مأیوس و نومید مى گردد!
۵٠ ـ و هر گاه او را رحمتى از سوى خود بعد از ناراحتى که به او رسیده بچشانیم مى گوید: این به خاطر شایستگى و استحقاق من بوده، و گمان نمى کنم قیامت برپا شود; و هر گاه به سوى پروردگارم بازگردانده شوم، براى من نزد او پاداش هاى نیک است . ما کافران را از اعمالى که انجام داده اند آگاه خواهیم کرد و از عذاب شدید به آنها مى چشانیم
* مشهور بین مفسرین این است که همه انسانها منظور نیست و انسانهای تربیت نایافته مخاطب آیه است .
* خیر ، منظور پیشرفت در دنیا است
روایات:
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام :مَلْعونٌ مَلْعونٌ رَجُلٌ يَبدؤهُ أخوهُ بالصُّلْحِ فلَمْ يُصالِحْهُ . امام صادق عليه السلام :ملعون است، ملعون، كسى كه برادرش دستِ صلح و آشتى به سوى او دراز كند و او آشتى نكند.
*رحم بکنیم تا به ما رحم کنند
رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله : إنّ الرَّجُلَينِ مِن اُمَّتي يَقُومانِ في الصَّلاةِ، و رُكوعُهُما و سُجودُهُما واحِدٌ ، و إنّ ما بينَ صلاتَيهِما مِثلُ ما بينَ السَّماءِ و الأرضِ .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : دو نفر از امّت من به نماز مى ايستند و ركوع و سجود هر دو نفرشان يكى است ، اما فاصله نماز آنها با يكديگر از زمين تا آسمان است .
* ظاهر نماز مهم نیست و روحش مهم است
* حتی ممکن است پشت یک امام هم نماز بخوانند ولی قبولی اش فرق کند
*( دیگر فرق مانند اهل جماعت ) و خوارج هم نماز می خوانند و پیشانی هم پینه بسته دارند ولی …
قسمتی از روایت:
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام : إنّي لاَُحِبُّ للرجُلِ مِنكُم المؤمنِ إذا قامَ في صلاةٍ فَريضَةٍ أن يُقبِلَ بقَلبِهِ إلى اللّه ِ و لا يَشغَلَ قَلبَهُ بأمرِ الدنيا، فليسَ مِن مؤمِنٍ يُقبِلُ بِقَلبِهِ في صلاتِهِ إلى اللّه ِ إلاّ أقبَلَ اللّه ُ إلَيهِ بوَجهِهِ، و أقبَلَ بقُلوبِ المؤمنينَ إلَيهِ بالمَحَبَّةِ لَهُ بعدَ حُبِّ اللّه ِ عَزَّ و جلَّ إيّاهُ .
امام صادق عليه السلام : دوست دارم كه فرد مؤمن شما هرگاه به نماز واجب مى ايستد ، با دل خويش به خداوند رو كند و دلش را مشغول امور دنيا نگرداند ؛ زيرا هيچ مؤمنى نيست كه در نمازش روى دل به خدا كند، مگر اين كه خداوند نيز به او توجّه كند و خداوند عزّ و جلّ او را دوست بدارد و محبّت دلهاىِ مؤمنان را نيز متوجّه او گرداند .
* دو نفری که نمازشان درست باشد ، مومن اند و مومن باید قلب اش در گرو محبت دیگری باشد و اگر اینگونه نیست یا او مشکل دارد یا این طرف!؟
* شما یک مومنی را می بینی محبت اش در قلب تو نیست ، یک کم فکر خودت باش،مشکوک به خودت باش،خودمان ایراد نداریم!؟
* اگر نسبت به عالم بزرگواری که دیده و شناخته است علاقه نداشتی ، مشکل داریم !!!
می گویند یک نفر ۵۰ ۶۰ سال نماز خوانده ولی یک نماز قبول ندارند( حدیث داریم از پیامبر صل الله علیه و آله )
* یک طلبه ای بود که به مقام علامه ای هم رسیده بود.می فرمود در یک واحدی در صفایه بود و دو پیرمرد در قم بودند که نماز شب و صبح و ظهر پشت مرجع تقلیدی در حرم نماز می خوانند .خیلی به آن ها غبطه می خوردم تا اینکه دیدم روزی با هم رودرو شده فحشی نبود که به هم ندهند. به خودم گفتم این نماز چیه و این فحش ها چی بود!؟
روایت مفصل از پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله که بعضی از خصوصیاتی که برای نماز هست بیان می کنند و من بعضی را می گویم:
خیر الدنیا و الاخره فی صلاة
عز المومن
قضا الحاجه
برکه فی المال
نور الوجه
عزه النفس
استغفار الملائکه
رغم الملحدین
حور العین
هیبت الفجار
سرور المؤمن
* یکی از علمای بزرگ شیخ محمد حسین غروی اصفهانی که آدم عجیبی( در کرامات) بود و ایشان می فرمود من به عشق اينكه کی سحر می شود تا بلند شوم، شبانه روز را سپری می کنم.
* بعضی داستان ها حواله می شود و روزی شما می شود و بر زبان ما جاری می شود و از خوبی شنونده است و نه گوینده چون که چیزی را می گوید که چند سال پیش مطالعه کرده و آن را می گوید :
شیخ محمد تقی آملی گوشه گیر بود و خواص می شناختند . می فرمودند باری نماز نافله می خواندم و موقع تشهد که به صلوات رسید ، گفتم دو سلام مستحب را نگویم و سلام واجب آخر را بگویم.
یک نفر از غیب زد پشت من و گفت آن دو سلامی که نگفتی آن باغ هایی که تا چشم کار می کرد برای تو بود و از دست رفت!؟
البته سلام ایشان با امثال ما فرق می کند و برای ما بیغوله هم با این سلام ها نمی دهند.
* منظور از قضای حاجه آن است که تقاضایی هم برای افزایش رزق نکرده و مثلا نماز ظهر خواندی و همین نماز قضای حاجت می کند
* نورانی نه اینکه خوشگل باشد یعنی به دل آدم می نشیند
جلسه 13-2-1405:


