جلسه 17-3-1405:
حجتالاسلام سامت در ادامه تفسیر هفتگی قرآن کریم در خلال آیات ۷ و ۸ سوره مبارکه شوری:
۷ ـ و این گونه قرآنى عربى[= فصیح و گویا] را بر تو وحى کردیم، تا امّ القرى [= مکّه]و مردم پیرامون آن را انذار کنى و آنها را از روزى که همه خلائق در آن روز جمع مى شوند و شک و تردید در آن نیست بترسانى; گروهى در بهشتند و گروهى در آتش سوزان!
۸ ـ و اگر خدا مى خواست همه آنها را امت واحدى قرار مى داد (و به زور هدایت مى کرد،); اما خداوند هر کس را بخواهد در رحمتش وارد مى کند، و براى ظالمان ولىّ و یاورى نیست.
* چرا قرآن عربی نازل شد ؟ چون هر پیامبری به لسان قوم اش مبعوث می شد
*در معنی ام القری تفسیر مشهور یا قریب به اتفاق ، مکه است .چرا؟ روز دحوالارض ۲۵ ذیقعده اولین نقطه خشکی در زمین سراسر آب ایجاد شد لذا اصل زمین مکه است و “ام” یعنی ریشه .
* اشکال می کنند مگر نمی گویید دین برای تمام بشریت است پس چرا می گوید اطراف مکه !؟
جواب اول : چون زمین از منطقه مکه گسترش پیدا کرد پس هر چه ایجاد شد حول مکه است .جواب جالبی نیست و با اشکال مواجه می شود
جواب دوم: دین اسلام برای همه دنیاست ولی تدریجی این دعوت علنی شد. سه سال مخفی بود و بعد سه سال “انذر عشیرتک” ، بعد قوم بعد حول مکه و سپس ” تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَىٰ عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا” سوره مبارکه فرقان آیه ۱
* چرا در اینجا صحبت از تبشیر نشده؟ چون بیشتر مردم از تنذیر هدایت می شوند و گرنه پیامبر هم مبشر و هم منذر است.
* “ولو” یعنی فرض محال ، لو شرطیه امتناعیه است
* ظاهرا رحمت اینجا رحمت خاص است
* رحمت خاص الله از روی حکمت است
* إِنَّ ٱلشِّرۡكَ لَظُلۡمٌ عَظِيمࣱ
*فرق بین ولی و نصیر را اینطور گفتند :
“ولی” کسی را گویند تمام و کمال بر کسی سرپرستی کند و” نصیر” سرپرستی را گویند که کم و کاستی را تکمیل می کند
روایات:
أمیرالمؤمنین علیه السلام: ما لِي أرَى الناسَ إذا قُرّبَ إليهمُ الطعامُ ليلاً تَكَلّفُوا إنارةَ المصابيح لِيُبصرُوا ما يُدخِلون بُطونَهم و لا يَهتَمُّون بِغذاءِ النفسِ بِأَن يُنيرُوا مصابيحَ أَلبابِهِم بِالعِلمِ لِيَسلِموا من لَواحِقِ الجَهالَة و الذُنُوب في اعتقاداتِهِم و أعمالِهم.
امام علی(علیه السلام): «در شگفتم از اینکه میبینم مردم، شبهنگام که برای آنان غذا برده میشود، خود را به زحمت میاندازند و چراغی روشن میکنند تا ببینند چه چیزی در شکم خود میریزند؛ اما به هنگام تغذیه روح، چراغ عقل را با شعاع علم روشن نمیکنند تا از آثار منفی ناآگاهی و ثمراتی که در اعتقادات و اعمالشان وجود دارد، در امان بمانند.»
* ملاصالح مازندرانی از شاگردان مجلسی اول بوده و می فرماید من حجت بر طلاب ام چرا که من ضعیف ترین جامعه بودم از حیث مالی و حتی چراغ برای مطالعه نداشتیم. حافظه ام هم آن قدر ضعیف بود که وقتی از منزل می رفتم بیرون ، خانه را گم می کردم و اسم بچه ها را هم فراموش می کردم . از ۳۰ سالگی تازه باسواد شد و از شاگردان خوب مجلسی اول است و شرح خوبی بر اصولی کافی دارد . می گوید این قدر خواندم و خواندم تا به اینجا رسیدم
* حتما نباید طلبه رسمی باشید .دنبال علم رفتن و از اهل علم پرسیدن هم مصداق است.
قالَ علىٌّ عليه السلام: قُـوتُ الأَجْسادِ اَلطَّـعامُ وَ قُوتُ الأرْواحِ اَلإِطْعامُ.
«طعام»، قُوت و غذاى جسم است، و «اطعام»حديث غذاى روح است.
*جسم در حدی که مرکب باشد و بتواند بهره برداری کند باید مورد توجه باشد و در تعالیم دینی ما بیشتر به روح اشاره شده است.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام : ثلاثٌ هُنَّ فَخرُ المؤمنِ و زَينُهُ في الدنيا و الآخِرَةِ : الصلاةُ في آخِرِ اللّيلِ ، وَ يأسُهُ مِمّا في أيدي الناسِ ، و وَلايَتُهُ الإمامَ مِن آلِ محمّدٍ صلى الله عليه و آله .
سه چيز است كه افتخار مؤمن و زيور او در دنيا و آخرت است : نماز آخر شب و چشم نداشتن به آنچه مردم دارند و ولايت و دوستى او نسبت به امام از خاندان محمّد صلى الله عليه و آله
*دنیا می خواهی نماز شب و آخرت هم نماز شب
* یک شب خواندن و چند شب نخواندن ، ثمره ندارد
*امیرالمؤمنین (علیه السلام). قَلِيلٌ يَدُومُ خَيْرٌ مِنْ كَثِيرٍ مُنْقَطِعٍ .
*برنامه ریزی باید کرد برای بیدار شدن و در جلسات قبل به مواردی اشاره شد
* منظور از مأیوس شدن از مردم نه اینکه بی احترامی کنی به مردم ،رفتارت با مردم درست باشد منظور این است که چشم داشت نداشته باشی و در دین ما بی احترامی ممنوع است و فقط در دل باید مأیوس شد
*وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ
*خودمان را باید در همه حال تحت سرپرستی امام زمان مان بدانیم
* امام زمان مخفی نیست و در عین غیبت از حال و وضعیت ما با خبر است
* اگر کم گذاشتی کم می گذارند
* حالا با دل دادن به امام که اعمال ما وضع اش خراب است
لایکلف الله نفس الا وسعها
* صبح و ظهر و شب به یاد حضرت قدم برداشتن برای حضرت و نوکر درست کردن برای ایشان
* آری شود ولی به خون جگر شود
* اگر نکنیم در امتحان رفوزه می شویم
* شیعه را غربال کردند و گرنه مابقی که وضع شان مشخص است:
تُغَربَلوا، ثم تغربلوا، ثم تغربلوا را برای شیعه گفته اند
عنه عليه السلام : أصْلُ الإخْلاصِ اليَأسُ مِمّا في أيْدي النّاسِ .
ريشه اخلاص ، چشم بركندن از دست مردمان است .
* ناس یعنی همه مردم
* محرم نزدیک است . از محرم برای ظهور حضرت بهره برداری کنیم وگرنه دنیا که می آید و کم و بیش می رود،بزرگ تر ها کم آوردند. یک قدمی برداریم که عمرمان تباه نشود
* مَنْ أتاكُمْ نَجى ، وَ مَنْ لَمْ يَأتِكُمْ هَلَكَ
جلسه 10-3-1405:
حجتالاسلام سامت در ادامه تفسیر هفتگی قرآن کریم در خلال آیات ۵ و ۶ سوره مبارکه شوری:
۵ ـ نزدیک است آسمان ها از بالا متلاشى شوند. و فرشتگان پیوسته تسبیح و حمد پروردگارشان را بجا مى آورند، و براى کسانى که در زمین هستند استغفار مى کنند; آگاه باشید خداوند آمرزنده و مهربان است
۶. کسانى که غیر خدا را ولىّ خود انتخاب کردند، خداوند حساب همه اعمال آنها را نگه مى دارد; و تو مأمور نیستى که آنان را مجبور به قبول حق کنى!
* دو تفسیر از میان تفاسیر گوناگون معروفتر است.
چون نزول وحی خیلی سنگین است نزدیک است آسمان ها از هم شکافته شود. شبیه تعبیر آیه ۲۱ سوره حشر :
لَوْ أَنْزَلْنَا هَٰذَا الْقُرْآنَ عَلَىٰ جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ
تفسیر دوم: به خاطر تهمت و ناروای مشرکین که برای الله شریک قائل می شوند
* تفسیرها با هم قابل جمع هم هست.
* تسبیح ملائکه یعنی خداوند متعال از هر عیبی منزه است. تسبیح را به همراه حمد و ستایش الله انجام می دهند
* یستغفرون لمن فی الارض در آیه ۵ منظور با توجه به آیه۷ سوره مومن( غافر) و روایت ذیل آیه همه افراد منجمله کفار و مشرکین نیستند !!! و فقط مؤمنان منظور است. مؤمنین معصوم که نیستند فلذا برای آنها ملائکه طلب مغفرت می کنند
* در انتهای آیه پس از اینکه مؤمنین ظرف شان از وجود بدی ها پاک شد ، خداوند به آنها رحمت الهی را بذل می کند
*پیامبر فقط مامور به رسالت است و وظیفه ای برای اجبار ندارد .
مَّا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ ۗ
(مائده/99)
روایات جلسه:
بارها درباره مزاح اینجا حدیث خواندیم ولی چون رعایت نمی شود باز باید بگوییم.
یک بار هم گفتم آقای احمدی میانجی مسجد خودشان بعد از نماز ماه رمضان منبر می رفت . یک سال درباره غیبت صحبت می کنند و سال دیگر هم باز درباره غيبت صحبت کردند و به تعبیر ما گفتند شما چیز دیگری بلد نیستید!؟ ایشان فرمودند مگر شما غیبت را کنار گذاشتید که من صحبت درباره آن را کنار بگذارم!؟
این مساله مزاح هم همین است و من چون می بینم ادامه دار است مجبورم تذکر بدهم که مزاح چه حد و حدودی دارد. بچه نیستیم و سنی از ما گذشته و همه چیز را به شوخی گرفتیم.
یک بار هم عرض کردم شوخی را هم آنجا جدی می گیرند.
عنه عليه السلام : لِكُلِّ شَيءٍ بَذرٌ و بَذرُ العَداوَةِ المِزاحُ . امام على عليه السلام : هر چيزى را بذرى است و بذر دشمنى، شوخى كردن است.
* خیلی از کدورت ها به خاطر مزاح های بی جا است. به قول معروف دوستان گرمابه ( و گلستان) به خاطر یک شوخی بیجا از هم جدا می شوند. این حرف معصوم است و در خانه اگر کسی است( یک حرف بس است)
* من البته جایی صحبت نمی کنم ولی یک از رفقای قدیم می گفت تو جایی درباره نماز صبح صحبت کردی دو سه روزی نمازمان قضا نمی شود. حالا این حرف های ما چند روزی ( ان شاءالله ) اثر می گذارد
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام : هُلكٌ لاِمرئٍ احتَقَرَ لأخيهِ ما حَضَرَهُ، هُلكٌ لامرئٍ احتَقَرَ مِن أخِيهِ ما قَدَّمَ إلَيهِ .
امام صادق عليه السلام : هلاك می شود كسى كه آنچه را پيش برادرش مى گذارد ، ناچيز شمارد و هلاك باد كسى كه آنچه را برادرش جلو او مى گذارد ، ناچيز شمارد .
* لذا این اصطلاح ” قابل ندارد” که وقتی جلوی مهمان چیزی می گذاریم صحیح نیست و اهل بیتی نیست.
(الكافي عن عبيد بن أبي عبد اللّه البغداديّ عمّن أخبره 🙂 نَزَلَ بِأَبِي الحَسَنِ الرِّضا عليه السلام ضَيفٌ ، وكانَ جالِسا عِندَهُ يُحَدِّثُهُ في بَعضِ اللَّيلِ فَتَغَيَّرَ السِّراجُ ، فَمَدَّ الرَّجُلُ يَدَهُ لِيُصلِحَهُ ، فَزَبَرَهُ أبُو الحَسَنِ عليه السلام ، ثُمَّ بادَرَهَ بِنَفسِهِ فَأَصلَحَهُ .
ثُمَّ قالَ لَهُ : إنّا قَومٌ لا نَستَخدِمُ أضيافَنا
روزی امام رضا (علیه السلام) میهمانی را دعوت کرد و با احترام، مهمان خود را به داخل خانه آورد. پس از پذیرایی، با هم به گفت وگو پرداختند. در میان سخن آنان، باد چراغ را خاموش کرد. مهمان بی درنگ از جای خود برخاست که آن را روشن کند، ولی امام دست او را گرفت و نشانید و مانع شد که او از جایش بلند شود. سپس خود برخاست و چراغ را روشن کرد و دوباره کنار او نشست و برای این که مهمان ناراحت نشود با لبخندی به او فرمود: ما خاندانی هستیم که دوست نداریم مهمان خود را به کار بگیریم و او را به زحمت بیندازیم.
* پس این حرف هایی که می زنیم مهمان خودمانی است و کار می کند و اینها صحیح نیست.مگر از اعضای خانواده باشد.
وَ عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: مَا مِنْ مُؤْمِنٍ يَسْمَعُ بِهَمْسِ اَلضَّيْفِ وَ فَرِحَ بِذَلِكَ إِلاَّ غُفِرَتْ لَهُ خَطَايَاهُ وَ إِنْ كَانَتْ مُطْبِقَةً مَا بَيْنَ اَلسَّمَاءِ وَ اَلْأَرْضِ .
هر مومنی صدای مهمانی را بشنود و خوشحال شود، گناهانش آمرزیده میشود اگر چه گناهان او به اندازه زمین تا آسمان باشد
* ببیند چه قدر سفره پهن است که اگر کسی با شنیدن صدای آمدن مهمان خوشحال شود تمام گناهان اش بخشیده می شود!؟( یعنی برکت آمد به خانه)
* روایات یکی از یکی زیباتر و آدم شارژ می شود و اگر خودمان هم اهل مهمان داری نباشیم و شما را تشویق کنیم برای ما هم ثواب می نویسند
امیر المومنين عليه السلام
ما مِن مُؤْمِن يُحِبُّ الضَّيفَ إِلَّا ويَقومُ مِن قَبْرِهِ وَوَجْهُهُ كَالقَمَرِ لَيْلَةَ البَدرِ ، فَيَنظُرُ أهل الجمع فيقولون : ما هذا إِلَّا نَبِيَّ مُرسَلٌ ! فَيَقُولُ مَلَكَ: هذا مُؤْمِنٌ يُحِبُّ الضّيفَ ويُكرِمُ الضّيفَ ، ولا سَبِيلَ لَهُ إِلَّا أَن يَدخُلَ الجَنَّةَ
هیچ مؤمنی نیست که مهمان را دوست بدارد، مگر آن که چون از قبرش بر میخیزد ، چهره اش مانند قرص ماه می درخشد و اهل محشر مینگرند و میگویند این کسی جز پیامبری مرسل نیست و فرشته ای میگوید این مؤمنی است که مهمان را دوست میدارد و او را گرامی می شمارد و راهی جز رفتن به بهشت ندارد
رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ می فرماید: اذا اراد الله بقوم خیرا اهدی الیهم هدیه، قالوا: و ما تلك الهدیه؟ قال:الضیف، ینزل برزقه،و یرتحل بذنوب اهل البیت؛ هنگامی كه خداوند اراده كند نسبت به جمعیتی نیكی نماید هدیه گرانبهائی برای آنها می فرستد، عرض كردند ای پیامبر خدا! چه هدیه ای؟ فرمود: میهمان، با روزی خویش وارد می شود، و گناهان خانواده را با خود می برد (و بخشوده می شوند)
* داستان معروفی هست در این باره:
آورده اند که در زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله شخصی بسیار مهماندوست بود ، ولی زنی بسیار خسیس داشت .
آن مرد از ترس اعتراض و فریاد برآوردن زن ، از پذیرش مهمان بسیارکراهت داشت . از این رو برای حل این مشکل روزی خدمت حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله رفت و کیفیت احوال و ماجرا را تعریف کرد و از ایشان راه چاره خواست .
حضرت فرمود : به خانه برو و به آن زن بگو : وقتی مهمان می آید ، از لای در مهمان ها را مشاهده کن و هنگام بیرون رفتن مهمان به پشت سر ایشان خیره شو و نگاه کن تا ببینی خداوند تبارک و تعالی چه خیر و برکتی در حق مهماندار عنایت کرده است .
آن مرد به خانه رفت و به زن خود گفت : امروز رسول خدا صلی الله علیه وآله را با دو سه نفر به مهمانی طلبیده ام . بنابراین توقع دارم کج خلقی نکنی و بخل را فرو گذاری . حضرت فرموده اند : در حال داخل شدن و بیرون رفتن مهمان ، آنها را نگاه کن تا آنچه را خدای تعالی به برکت مهمانی ارزانی داشته است ، ببینی .
مرد همسر خود را با هزار عجز و التماس راضی کرد و اسباب ضیافت را تهیه نمود .
چون وقت داخل شدن مهمانان شد ، زن از لای در نگاه کرد و با تعجب دید در دامن مهمانان گوشت و میوه های بسیار است و آنان با این وضع داخل منزل شدند .
زن از دیدن این منظره بسیار خوشحال شد و چون وقت بیرون رفتن مهمانان شد ، باز از همان جا نگاه کرد . دید گزنده ها و مار و کژدم های بسیار ، در دامن ایشان آویخته ، از خانه بیرون می روند .
زن تعجب کنان نزد شوهر آمد و گفت : هنگام ورود و خروج مهمان ها چنین چیزی دیدم . تعبیر آن چیست ؟
مرد گفت : من دلیل آن را از رسول خدا صلی الله علیه وآله خواهم پرسید .
پس از این گفت وگو ، روز بعد مرد به خدمت رسول خدا صلی الله علیه وآله شرفیاب شد وعرض کرد : یا رسول الله ! عیال من چنین نعمت هایی در هنگام داخل شدن مهمانان دیده و در وقت بیرون رفتن هم مشاهده نموده است که گزنده ها به دامن آنها آویزانند و بیرون می روند !
رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود : آن نعمت ها برکت هایی است که خداوند عالم به سبب مهمانی و میزبانی ارزانی فرموده و آن گزنده ها ، گناهان صاحبخانه است که بیرون می رود .
پس از آن ، زن چنان راغب مهمان شد که تمام عمر در مهمانی دادن ، به شوهر خود سفارش می کرد .
یک روز آن حضرت را غمگین و افسرده یافتند و علّت اندوه ایشان را جویا شدند، فرمود:
(رئى امیرالمؤمنین علیهالسلام حزینا فقیل له: مم حزنک؟ لِسَبْعٍ اَتَتْ لَمْ یُضِفْ اِلَیْنا ضَیْفٌ) چون هفت روز بر ما گذشته و مهمانی بر ما وارد نشده است
جلسه 3-3-1405:
حجتالاسلام سامت در ادامه تفسیر هفتگی قرآن از ابتدای سوره مبارکه شوری ۱ تا ۴:
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
۱ ـ حم.
۲ ـ عسق.
۳ ـ این گونه خداوند عزیزِ حکیم به تو و پیامبرانى که پیش از تو بودند وحى مى کند.
۴ ـ آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است از آن او است; و او بلندمرتبه و بزرگ است!
*چرا این سوره را شوری نامیدند ؟ ظاهرا آیه ۳۸ که به کلمه مزبور اشاره دارد
* حم عسق اسم دیگر سوره است
* ظاهرا مکی
* درباره حروف مقطعه مفصل صحبت شده و ۲۰ تفسیر دارد
* مشهورترین آن که خیلی از مفسرین قبول کردند و گفتند این است که یعنی آیات قرآن از همین حروف تشکیل شده و مدعیانی که می گویند معجزه نیست یک سوره مشابه بیاورند
* سوره یک خطی هم نتوانستند بیاورند
* هر که آورد رسوا شد چون قرآن تعدی کرده است
* روایاتی درباره حم عسق هست منجمله در عسق ، علم همه چیز نهفته است.امیر المومنین عليه السلام از همین سه حرف مومن را از منافق تشخیص می داد، بعضی روایات سن حضرت حجت سلام الله علیه را در عسق می دانند. فرو رفتن سفیانی در عسق هست
*آیه چون درباره اصول دین هست اینگونه تفسیر می شود که این اصول مشترک برای همه انبیا بیان شده است
* عزیز یعنی توانایی دارد و حکیم یعنی قوانین اش به نفع نظام بشریت است
* مالکیت و تدبیر عالم با خود خداست و فقط نیافریده و از عهده اش خارج یا بر اساس نظر او اداره نشود
* بلند مرتبه و بزرگ یعنی نیازی به ما ندارد و همه چیز را به نفع خود بشر او قرار داده است
روایات جلسه :
الإمام الرضا عليه السلام : مِن عَلاماتِ الفِقهِ الحِلمُ ، وَالعِلمُ ، وَالصَّمتُ . إنَّ الصَّمتَ بابٌ مِن أبوابِ الحِكمَةِ . إنَ الصَّمتَ يَكسبُ المَحَبَّةَ . إنَّهُ دَليلٌ عَلى كُلِّ خَيرٍ .
امام رضا عليه السلام : بردبارى ، دانش و خاموشى ، از نشانه هاى فهم است . خاموشى ، درى از درهاى حكمت است . خاموشى ، دوستى را نصيب [انسان] مى كند و راهنمايى به سوى هر نيكى است .
* زبان بیچاره ات می کند و تا نکند ول نمی کند. این را بزرگان گفتند
عنه عليه السلام : كانَ أبو ذرٍّ يقولُ: يا مُبتَغي العِلمِ، إنَّ هذا اللِّسانَ مِفتاحُ خَيرٍ و مِفتاحُ شَرٍّ ، فاختِمْ على لِسانِكَ كما تَختِمُ على ذَهَبِكَ وَ وَرِقِكَ .
امام باقر عليه السلام : ابوذر مى گفت: اى جوياى دانش و معرفت! راستى كه اين زبان، كليد خوبى و كليد بدى است. پس همچنان كه بر زر و سيم خود مُهر مى زنى، بر زبان خويش مُهر بزن.
* چه قدر مهم است که معصوم از ایشان مطلب نقل می کند
* حرف ات را به قول قدیمی ها مزه مزه کن.شیخ عباس قمی ما ادراک شیخ عباس،
اعجوبه ای بوده ولی به اشتباهات خودش اعتراف می کند.ایشان همت اش روی تالیف بوده ولی منبر هم می رفت
پسرش نقل می کند. ایشان تربت حیدریه منبر می رفت .فقیری از ایشان درخواست مالی کرد .ایشان گفت می روم بالای منبر و از مردم ( که خیلی هم به ایشان علاقه و ارادت داشتند) درخواست کمک می کنم و مردم کمک ات می کنند. می فرمایند رفتم و گفتم و هیچ کس کمک نکرد!؟ با خودم گفتم این یک گوش پیچاندن بود که بدون آنکه ان شاءالله بگویم و به جایگاه خودم اعتبار کردم این قول را به فقیر دادم
* موحد بزرگ و کبیر را گوش اش را می پیچاند
أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: كَانَ اَلْمَسِيحُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَقُولُ لاَ تُكْثِرُوا اَلْكَلاَمَ فِي غَيْرِ ذِكْرِ اَللَّهِ فَإِنَّ اَلَّذِينَ يُكْثِرُونَ اَلْكَلاَمَ فِي غَيْرِ ذِكْرِ اَللَّهِ قَاسِيَةٌ قُلُوبُهُمْ وَ لَكِنْ لاَ يَعْلَمُونَ .
امام صادق عليه السّلام فرمود: حضرت عيسى عليه السّلام ميفرمود: بجز ذكر خدا سخن بسيار نگوئيد، زيرا كسانى كه بجز ذكر خدا سخن بسيار گويند، دلهاشان سخت است و نميدانند.
* منظور حرف حرام نیست و حرف های مباح ولی ….
قالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) مَنْ لَمْ یحْسُبْ کلَامَهُ مِنْ عَمَلِهِ کثُرَتْ خَطَایاهُ وَ حَضَرَ عَذَابُهُ.
کسی که سخنش را جزو عملش به حساب نیاورد، خطاهایش زیاد می شود و عذابش فرا می رسد.
امام علي عليه السلام :اَلْكَلامُ كَالدَّواءِ؛ قَليلُهُ يَنْفَعُ، وَ كَثِيرُهُ قاتِلٌ.
سخن چون داروست ؛ اندكش سودمند و زيادش كشنده است
* کم گوی و گزیده گوی( چون دُر / تا ز اندک تو جهان شود پر/ لاف از سخن چون دُر توان زد/ آن خشت بود که پر توان زد)
جلسه 27-2-1405:
حجتالاسلام سامت در ادامه تفسیر هفتگی قرآن کریم در خلال آیات ۵۳ و ۵۴ و پایان سوره مبارکه فصلت:
۵۳ ـ به زودى نشانه هاى خود را در اطراف جهان و در درون جانشان به آنها نشان مى دهیم تا براى آنان آشکار گردد که او حق است; آیا کافى نیست که پروردگارت بر همه چیز شاهد و گواه است؟!
۵۴ ـ آگاه باشید که آنها از لقاى پروردگارشان در شک و تردیدند; و آگاه باشید که خداوند به همه چیز احاطه دارد!
* تا حجت بر کسی تمام نشود ، عذاب نمی شود
*آیات انفسی و آیات آفاقی (بیرون از انسان) معروف است
* مصداق اَتَّم آیه ظهور حضرت است و روایت داریم که این آیه مصداق ظهور حضرت است.
* امیدست به زودی همگی زیر پرچم لااله الله محمد رسول الله و علی ولی الله صل الله علیهم جمع شویم.
* شهید را در آیه هم شاهد و هم مشهود مفسرین فرمودند:
اگر شاهد باشد معنی می شود آیا کافی نیست که خدا شاهد و گواه همه چیز است ؟
و اگر مشهود باشد یعنی در هر چیزی هست بدون آنکه درون آن باشد
«مع کل شی ء لا بمقارنة و غیر کل شی ء لا بمزایلة. »
او با همه چیز هست ولی نه به این نحو که جفت و قرین چیزی واقع شود و در نتیجه آن چیز نیز قرین و همدوش او باشد، و مغایر با همه چیز است و عین اشیاء نیست ولی نه به این وجه که از اشیاء جدا باشد و وجودات اشیاء مرزی برای ذات او محسوب شود.
تعبیر امیر مؤمنان در نهج البلاغه
روایات از امام جواد عليه السلام به مناسبت شام غریبان ایشان:
قالَ له رجل: أَوصِنى بَوَصِیَّه جامِعَه مُخْتَصَرَه؟
فَقالَ (علیه السلام): صُنْ نَفْسَكَ عَنْ عارِالْعاجِلَهِ وَ نار الاْجِلَهِ
شخصى به حضرت عرض كرد: مرا موعظه و نصیحتى كامل و مختصر عطا فرما؟
امام (علیه السلام) فرمود: اعضاء و جوارح ـ ظاهرى و باطنى ـ خود را از ذلّت و ننگ سریع و زودرس، همچنین از آتش و عذاب آخرت، در أمان و محفوظ بدار.
* بیشتر از این از ما توقع نیست انجام واجبات و ترک محرمات
قالَ الْجَوادُ عليه السلام: لَؤْكانَتِ السَّمواتُ وَالْأرْضُ رَتْقَا عَلى عَبْدٍ ثُمَّ اتَّقىَ اللّه َ تَعالى لَجَعَلَ مِنْها مَخْـرَجا.
امام جواد عليه السلام فرمود: اگر آسمانها و زمين بر شخصى بسته باشد، ولى تقـواى الهى پيـشه كـند، خداوند گشايشى از آنها برايش قرار مى دهد.
* آیت الله مدنی را زود شهیدش کردند و گرنه اگر امثال اینها بودند نمی گذاشتند کار به اینجاها بکشد و جلوی کارها را می گرفتند. بسیار هم اهل بکا و گریه بودند.
* ایشان قبل از آن دادگاه انقلاب تشکیل شود در تبریز به پرونده ها رسیدگی می کردند و بعد از آن هم در امور قضایی بودند. نقل می کنند یک خانمی را حکم زندان می دهند و موقع انتقال به زندان ، برادرش با مامور زندان درگیر می شود و مامور طوری او را می زند که از سر و صورتش خون جاری می شود. وقتی ایشان این وضع را می بیند و متوجه می شود مامور بیخود برادر آن خانم متهم را زخمی کرده از او می خواهد که مامور را همانطور قصاص کند. شخص امتناع می کند و خود آیت الله مدنی با آن سن و سال سیلی حواله مامور خاطی می کند و دستور می دهد چنین شخصی را از دادگستری اخراج کنند
اگر این ها بودند نمی گذاشتند کار به اینجا بکشد و پارتی بازی و … شکل بگیرد.
الإمامُ الجوادُ عليه السلام : نِعمَةٌ لا تُشكَرُ كَسَيِّئَةٍ لا تُغفَرُ .
امام جواد عليه السلام : نعمتى كه سپاسگزارى نشود، مانند گناهى است كه آمرزيده نشود .
* حداقل زبانی شکر نعمت را به جا آوریم و به حدیث امام صادق عليه السلام عمل کنیم وگرنه در شکر عملی که رفوزه ایم
أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ قَالَ: مَنْ قَالَ أَرْبَعَ مَرَّاتٍ إِذَا أَصْبَحَ: «اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ اَلْعٰالَمِينَ» فَقَدْ أَدَّى شُكْرَ يَوْمِهِ، وَ مَنْ قَالَهَا إِذَا أَمْسَى فَقَدْ أَدَّى شُكْرَ لَيْلَتِهِ.
هر كه هنگامه سپيده دمان چهار بار«الحمد لله رب العالمين»گويد، بي گمان سپاس آن روز را به جاي آورده است. و هر كه در شامگاهان آن را بگويد، سپاس آن شب را به جاي آورده است
*راه جلوی پای ما می گذارند و ما تنبل ایم
* نگو مگر می شود با چهار بار ذکر شکر نعمت به جای آوریم، بله گفتند و می شود
* اصلا ببین یادت می ماند و هر روز بگویی!؟
کَتَبْتُ اِلی اَبی جَعفرِالثّانی علیه السلام: عَلِّمِنی شَیْئا إذا أنَا قُلْتُهُ کُنْتُ مَعَکُمْ فِی الدُّنیا وَالآخِرةِ، قالَ: فَـکَتَبَ بِخَـطِّهِ أَعْـرِفْهُ: اَکْثِرْ مِنْ تِلاوَةِ «إنّا أنزَلْناهُ» وَرَطِّبْ شَفَتَیْکَ بِالأسْتِغْفارِ
اسماعیل بن سهل گوید: خدمت امام جواد علیه السلام نوشتم، چیزی به من تعلیم فرما که اگر آن را بگویم (بخوانم) در دنیا و آخرت با شما باشم. حضرت به خط خود نوشت: سـوره «انا انزالناه» را زیـاد بخـوان و لبهایت به گفتن استغـفار « تـر » باشـد، (یعنی آنقدر استغفار کُنی که هیچگاه لبت خشک نشود).
حجتالاسلام سامت در ادامه تفسیر هفتگی قرآن کریم در خلال آیات ۵۳ و ۵۴ و پایان سوره مبارکه فصلت:
۵۳ ـ به زودى نشانه هاى خود را در اطراف جهان و در درون جانشان به آنها نشان مى دهیم تا براى آنان آشکار گردد که او حق است; آیا کافى نیست که پروردگارت بر همه چیز شاهد و گواه است؟!
۵۴ ـ آگاه باشید که آنها از لقاى پروردگارشان در شک و تردیدند; و آگاه باشید که خداوند به همه چیز احاطه دارد!
* تا حجت بر کسی تمام نشود ، عذاب نمی شود
*آیات انفسی و آیات آفاقی (بیرون از انسان) معروف است
* مصداق اَتَّم آیه ظهور حضرت است و روایت داریم که این آیه مصداق ظهور حضرت است.
* امیدست به زودی همگی زیر پرچم لااله الله محمد رسول الله و علی ولی الله صل الله علیهم جمع شویم.
* شهید را در آیه هم شاهد و هم مشهود مفسرین فرمودند:
اگر شاهد باشد معنی می شود آیا کافی نیست که خدا شاهد و گواه همه چیز است ؟
و اگر مشهود باشد یعنی در هر چیزی هست بدون آنکه درون آن باشد
«مع کل شی ء لا بمقارنة و غیر کل شی ء لا بمزایلة. »
او با همه چیز هست ولی نه به این نحو که جفت و قرین چیزی واقع شود و در نتیجه آن چیز نیز قرین و همدوش او باشد، و مغایر با همه چیز است و عین اشیاء نیست ولی نه به این وجه که از اشیاء جدا باشد و وجودات اشیاء مرزی برای ذات او محسوب شود.
تعبیر امیر مؤمنان در نهج البلاغه
روایات از امام جواد عليه السلام به مناسبت شام غریبان ایشان:
قالَ له رجل: أَوصِنى بَوَصِیَّه جامِعَه مُخْتَصَرَه؟
فَقالَ (علیه السلام): صُنْ نَفْسَكَ عَنْ عارِالْعاجِلَهِ وَ نار الاْجِلَهِ
شخصى به حضرت عرض كرد: مرا موعظه و نصیحتى كامل و مختصر عطا فرما؟
امام (علیه السلام) فرمود: اعضاء و جوارح ـ ظاهرى و باطنى ـ خود را از ذلّت و ننگ سریع و زودرس، همچنین از آتش و عذاب آخرت، در أمان و محفوظ بدار.
* بیشتر از این از ما توقع نیست انجام واجبات و ترک محرمات
قالَ الْجَوادُ عليه السلام: لَؤْكانَتِ السَّمواتُ وَالْأرْضُ رَتْقَا عَلى عَبْدٍ ثُمَّ اتَّقىَ اللّه َ تَعالى لَجَعَلَ مِنْها مَخْـرَجا.
امام جواد عليه السلام فرمود: اگر آسمانها و زمين بر شخصى بسته باشد، ولى تقـواى الهى پيـشه كـند، خداوند گشايشى از آنها برايش قرار مى دهد.
* آیت الله مدنی را زود شهیدش کردند و گرنه اگر امثال اینها بودند نمی گذاشتند کار به اینجاها بکشد و جلوی کارها را می گرفتند. بسیار هم اهل بکا و گریه بودند.
* ایشان قبل از آن دادگاه انقلاب تشکیل شود در تبریز به پرونده ها رسیدگی می کردند و بعد از آن هم در امور قضایی بودند. نقل می کنند یک خانمی را حکم زندان می دهند و موقع انتقال به زندان ، برادرش با مامور زندان درگیر می شود و مامور طوری او را می زند که از سر و صورتش خون جاری می شود. وقتی ایشان این وضع را می بیند و متوجه می شود مامور بیخود برادر آن خانم متهم را زخمی کرده از او می خواهد که مامور را همانطور قصاص کند. شخص امتناع می کند و خود آیت الله مدنی با آن سن و سال سیلی حواله مامور خاطی می کند و دستور می دهد چنین شخصی را از دادگستری اخراج کنند
اگر این ها بودند نمی گذاشتند کار به اینجا بکشد و پارتی بازی و … شکل بگیرد.
الإمامُ الجوادُ عليه السلام : نِعمَةٌ لا تُشكَرُ كَسَيِّئَةٍ لا تُغفَرُ .
امام جواد عليه السلام : نعمتى كه سپاسگزارى نشود، مانند گناهى است كه آمرزيده نشود .
* حداقل زبانی شکر نعمت را به جا آوریم و به حدیث امام صادق عليه السلام عمل کنیم وگرنه در شکر عملی که رفوزه ایم
أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ قَالَ: مَنْ قَالَ أَرْبَعَ مَرَّاتٍ إِذَا أَصْبَحَ: «اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ اَلْعٰالَمِينَ» فَقَدْ أَدَّى شُكْرَ يَوْمِهِ، وَ مَنْ قَالَهَا إِذَا أَمْسَى فَقَدْ أَدَّى شُكْرَ لَيْلَتِهِ.
هر كه هنگامه سپيده دمان چهار بار«الحمد لله رب العالمين»گويد، بي گمان سپاس آن روز را به جاي آورده است. و هر كه در شامگاهان آن را بگويد، سپاس آن شب را به جاي آورده است
*راه جلوی پای ما می گذارند و ما تنبل ایم
* نگو مگر می شود با چهار بار ذکر شکر نعمت به جای آوریم، بله گفتند و می شود
* اصلا ببین یادت می ماند و هر روز بگویی!؟
کَتَبْتُ اِلی اَبی جَعفرِالثّانی علیه السلام: عَلِّمِنی شَیْئا إذا أنَا قُلْتُهُ کُنْتُ مَعَکُمْ فِی الدُّنیا وَالآخِرةِ، قالَ: فَـکَتَبَ بِخَـطِّهِ أَعْـرِفْهُ: اَکْثِرْ مِنْ تِلاوَةِ «إنّا أنزَلْناهُ» وَرَطِّبْ شَفَتَیْکَ بِالأسْتِغْفارِ
اسماعیل بن سهل گوید: خدمت امام جواد علیه السلام نوشتم، چیزی به من تعلیم فرما که اگر آن را بگویم (بخوانم) در دنیا و آخرت با شما باشم. حضرت به خط خود نوشت: سـوره «انا انزالناه» را زیـاد بخـوان و لبهایت به گفتن استغـفار « تـر » باشـد، (یعنی آنقدر استغفار کُنی که هیچگاه لبت خشک نشود).
جلسه 20-2-1405:
حجتالاسلام سامت در ادامه تفسیر هفتگی قرآن کریم در خلال آیات فصلت ۵۱ و ۵۲:
۵۱ ـ و هر گاه به انسان (غافل و بى خبر) نعمت دهیم، روى مى گرداند و با حال تکبر از حق دور مى شود; ولى هر گاه مختصر ناراحتى به او رسد، تقاضاى فراوان و مستمر (براى برطرف شدن آن) دارد!
۵۲ ـ بگو: به من خبر دهید اگر این قرآن از سوى خداوند باشد و شما به آن کافر شوید، چه کسى گمراه تر خواهد بود از کسى که در مخالفت شدیدى قرار دارد ؟!.
* باز منظور ظاهرا انسان تربیت نایافته است.
* سوال پیش می آید چرا( انسانی که مخاطب آیه است) اینجا دعا می کند و چند آیه بالاتر می گوید مأیوس می شود ؟
بعضی مفسرین ( قوی ) می گویند منظور این است که از غیر خدا مأیوس شده و به خدا روی می آورند ولی احتمالا اشتباه است. چون بالا در مقام مذمت است و نه تعریف آنها.
توجیه دیگر آنکه به حالات انسان فرق می کند و بعضی روی به الله می آورند و بعد ناامید می شوند
بعضی می فرمایند دو جور آدم تربیت نایافته داریم و هر کدام به ترتیبی است که بیان شد
بعضی گفتند دعای عریض منظور جزع و فزع می کنند و نه دعای ( معمول )
توجیهات دیگر هم هست ولی همین ها دل ما را طمأنینه می دهد
ذیل آیه روایتی است:
ابن ابی العوجا زندیق به مکه آمد و امام صادق(علیه السلام) از او پرسید: آیا به عقاید قبلی خود باقی است و چون جواب شنید که بله، در برابر ابن ابی العوجا که میخواست بحث را شروع کند، فرمود: در حج جدال نیست . امام با این سخن نشان داد که او درصدد یافتن حقیقت نیست، بلکه به مجادله میپردازد و سخنی فرمود که سال قبل نیز در جلسه اول، بحث با ابن ابی العوجا را با آن سخن شروع کرده بود: «اگر حقیقت و فرجام کار چنان باشد که تو گویی ـ در صورتی که چنین نیست ـ ما هر دو در آخرت پیروزیم. اما اگر وضع چنان باشد که ما میگوییم ـ و این چنین نیز هست ـ آنگاه ما در سرای دیگر نجات یابیم و تو هلاک شوی».
* عقل سالم دفع ضرر می کند
* گویند در همان جا احوالش بد شد و چند روز بعد از فرمایش آقا دق کرد و مرد
روایاتی درباره نماز شب که بارها تذکر داده شده و باز نیاز است که در اینجا بیان شود:
* بزرگان گفتند مستحبی است که در آن الاماشاء الله انجام خیلی از واجبات و ترک محرمات وابسته به آن است.
* از راه های تقوی سحر خیزی است
ما زالَ جَبرَئيلُ يُوصِيني بقيامِ اللَّيلِ حَتّى ظَنَنتُ أنَّ خِيارَ أُمَّتي لَن يَنامُوا مِن اللَّيلِ إلاّ قليلاً .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : جبرئيل پيوسته مرا به شب زنده دارى سفارش مى كرد ، چندان كه گمان كردم نيكان امّت من جز اندكى از شب را هرگز نخواهند خفت .
* برای بیدار شدن، راه هایی گفته اند منجمله خواندن آیه آخر سوره کهف، کم خوردن، زود خوابیدن و خواب قیلوله و…
* آقای خزعلی می فرمایند از آقای معلم دامغانی ( میرزا علی اکبر و از علمای معاصر درگذشته به سال ۱۳۷۶) چه طور برای نماز شب بیدار می شوید ؟ فرمودند با دو ملک همراه هستم و رفیق هستم به آنها می گویم بیدار می کنند!!!
* قدیمی ها می گفتند وقتی می خواستند بخوابند به بالش شان می گفتند گناهان خلیفه دوم به گردن تو اگر مرا بیدار نکنی!!!
* از قول آقای بهجت: یکی از علمای نجف می خواست جوانش را برای نماز شب بیدار کند. جوان سرش را زیر لحاف بیرون می آورد و می گفت بیدارم ؟! دوباره صدایش می زد و می گفت مشغول تفکرم!؟ ( تفکر بالاتر از عبادت است ) پدرش فرمود این تفکر نیست توهم است!!!
آن تفکری افضل از عبادت است که تو را به نماز شب برساند
* برای نماز شب خواص زیادی ولو خواص پزشکی گفته اند و حدیث زیر از امام صادق عليه السلام بخشی از خواص آن است:
صَلاَةُ اَللَّيْلِ تُحَسِّنُ اَلْوَجْهَ وَ تُحَسِّنُ اَلْخُلُقَ وَ تُطَيِّبُ اَلرِّيحَ وَ تُدِرُّ اَلرِّزْقَ وَ تَقْضِي اَلدَّيْنَ وَ تَذْهَبُ بِالْهَمِّ وَ تَجْلُو اَلْبَصَرَ.
امام صادق عليه السلام فرمود: نماز شب رخسار را زيبا، اخلاق را نيكو و بدن را خوشبو گرداند، بدهي را ادا كند، اندوه را ببرد و ديده را روشني بخشد.
*انسان باید خیلی تنبل باشد که به خاطر یک خواب خودش را محروم کند
الَحْدَيثُ الْقُدْسى: يا بْنَ عِمْرانَ، كَذِبَ مَنْ زَعَمَ أنَّهُ يُحِبُّنى فَإذا جَنَّهُ اللَّيْلُ نامَ.
خداوند متعال به حضرت موسى فرمود: اى پسرعمران، دروغ مى گويد كسى كه گمان مى كند مرا دوست دارد، ولى هنگامى كه شب فرا مى رسد همه شب را مى خوابـد.
* إمامُ الصّادقُ عليه السلام :حَديثٌ تَدْرِيهِ خَيرٌ مِن ألفِ حَديثٍ تَرْوِيهِ .
امام صادق عليه السلام :يك حديث بفهمى بهتر است از آن كه هزار حديث [نفهميده ]روايت كنى.
* کوتاهی هایی است که کردیم در روز و موجب شده شب بیدار نشویم
* این مطالب از آب گذشته است و اینجا می گوییم
رسول اكرم – صلى الله عليه و آله فرموده است :
من كان آخر كلامه الصلوة على و على على دخل الجنة
هر كه آخرين سخنش به هنگام مرگ صلوات بر من و على عليهما السلام – باشد، داخل بهشت مى گردد.
* آقا مرتضی تهرانی از علمای ناشناخته تهران ولی خواص می شناختند ، می فرمودند من بررسی کردم، اولیا الله اواخر عمرشان روزی ۱۰ تا ۱۱ هزار بلکه بيشتر صلوات بر محمد و آل محمد می فرستادند
جلسه 13-2-1405:
حجتالاسلام سامت در ادامه تفسیر هفتگی قرآن کریم در خلال آیات ۴۹ و ۵۰ فصلت:
۴۹ ـ انسان هرگز از تقاضاى نیکى (و نعمت) خسته نمى شود; و هر گاه شرّ و بدى به او رسد بسیار مأیوس و نومید مى گردد!
۵٠ ـ و هر گاه او را رحمتى از سوى خود بعد از ناراحتى که به او رسیده بچشانیم مى گوید: این به خاطر شایستگى و استحقاق من بوده، و گمان نمى کنم قیامت برپا شود; و هر گاه به سوى پروردگارم بازگردانده شوم، براى من نزد او پاداش هاى نیک است . ما کافران را از اعمالى که انجام داده اند آگاه خواهیم کرد و از عذاب شدید به آنها مى چشانیم
* مشهور بین مفسرین این است که همه انسانها منظور نیست و انسانهای تربیت نایافته مخاطب آیه است .
* خیر ، منظور پیشرفت در دنیا است
روایات:
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام :مَلْعونٌ مَلْعونٌ رَجُلٌ يَبدؤهُ أخوهُ بالصُّلْحِ فلَمْ يُصالِحْهُ . امام صادق عليه السلام :ملعون است، ملعون، كسى كه برادرش دستِ صلح و آشتى به سوى او دراز كند و او آشتى نكند.
*رحم بکنیم تا به ما رحم کنند
رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله : إنّ الرَّجُلَينِ مِن اُمَّتي يَقُومانِ في الصَّلاةِ، و رُكوعُهُما و سُجودُهُما واحِدٌ ، و إنّ ما بينَ صلاتَيهِما مِثلُ ما بينَ السَّماءِ و الأرضِ .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : دو نفر از امّت من به نماز مى ايستند و ركوع و سجود هر دو نفرشان يكى است ، اما فاصله نماز آنها با يكديگر از زمين تا آسمان است .
* ظاهر نماز مهم نیست و روحش مهم است
* حتی ممکن است پشت یک امام هم نماز بخوانند ولی قبولی اش فرق کند
*( دیگر فرق مانند اهل جماعت ) و خوارج هم نماز می خوانند و پیشانی هم پینه بسته دارند ولی …
قسمتی از روایت:
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام : إنّي لاَُحِبُّ للرجُلِ مِنكُم المؤمنِ إذا قامَ في صلاةٍ فَريضَةٍ أن يُقبِلَ بقَلبِهِ إلى اللّه ِ و لا يَشغَلَ قَلبَهُ بأمرِ الدنيا، فليسَ مِن مؤمِنٍ يُقبِلُ بِقَلبِهِ في صلاتِهِ إلى اللّه ِ إلاّ أقبَلَ اللّه ُ إلَيهِ بوَجهِهِ، و أقبَلَ بقُلوبِ المؤمنينَ إلَيهِ بالمَحَبَّةِ لَهُ بعدَ حُبِّ اللّه ِ عَزَّ و جلَّ إيّاهُ .
امام صادق عليه السلام : دوست دارم كه فرد مؤمن شما هرگاه به نماز واجب مى ايستد ، با دل خويش به خداوند رو كند و دلش را مشغول امور دنيا نگرداند ؛ زيرا هيچ مؤمنى نيست كه در نمازش روى دل به خدا كند، مگر اين كه خداوند نيز به او توجّه كند و خداوند عزّ و جلّ او را دوست بدارد و محبّت دلهاىِ مؤمنان را نيز متوجّه او گرداند .
* دو نفری که نمازشان درست باشد ، مومن اند و مومن باید قلب اش در گرو محبت دیگری باشد و اگر اینگونه نیست یا او مشکل دارد یا این طرف!؟
* شما یک مومنی را می بینی محبت اش در قلب تو نیست ، یک کم فکر خودت باش،مشکوک به خودت باش،خودمان ایراد نداریم!؟
* اگر نسبت به عالم بزرگواری که دیده و شناخته است علاقه نداشتی ، مشکل داریم !!!
می گویند یک نفر ۵۰ ۶۰ سال نماز خوانده ولی یک نماز قبول ندارند( حدیث داریم از پیامبر صل الله علیه و آله )
* یک طلبه ای بود که به مقام علامه ای هم رسیده بود.می فرمود در یک واحدی در صفایه بود و دو پیرمرد در قم بودند که نماز شب و صبح و ظهر پشت مرجع تقلیدی در حرم نماز می خوانند .خیلی به آن ها غبطه می خوردم تا اینکه دیدم روزی با هم رودرو شده فحشی نبود که به هم ندهند. به خودم گفتم این نماز چیه و این فحش ها چی بود!؟
روایت مفصل از پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله که بعضی از خصوصیاتی که برای نماز هست بیان می کنند و من بعضی را می گویم:
خیر الدنیا و الاخره فی صلاة
عز المومن
قضا الحاجه
برکه فی المال
نور الوجه
عزه النفس
استغفار الملائکه
رغم الملحدین
حور العین
هیبت الفجار
سرور المؤمن
* یکی از علمای بزرگ شیخ محمد حسین غروی اصفهانی که آدم عجیبی( در کرامات) بود و ایشان می فرمود من به عشق اينكه کی سحر می شود تا بلند شوم، شبانه روز را سپری می کنم.
* بعضی داستان ها حواله می شود و روزی شما می شود و بر زبان ما جاری می شود و از خوبی شنونده است و نه گوینده چون که چیزی را می گوید که چند سال پیش مطالعه کرده و آن را می گوید :
شیخ محمد تقی آملی گوشه گیر بود و خواص می شناختند . می فرمودند باری نماز نافله می خواندم و موقع تشهد که به صلوات رسید ، گفتم دو سلام مستحب را نگویم و سلام واجب آخر را بگویم.
یک نفر از غیب زد پشت من و گفت آن دو سلامی که نگفتی آن باغ هایی که تا چشم کار می کرد برای تو بود و از دست رفت!؟
البته سلام ایشان با امثال ما فرق می کند و برای ما بیغوله هم با این سلام ها نمی دهند.
* منظور از قضای حاجه آن است که تقاضایی هم برای افزایش رزق نکرده و مثلا نماز ظهر خواندی و همین نماز قضای حاجت می کند
* نورانی نه اینکه خوشگل باشد یعنی به دل آدم می نشیند
جلسه 13-2-1405:


